تبليغاتX
جادوگران مستطیل سبز

جادوگران مستطیل سبز

اخبار , عکس , مطالب و کلیپهایی از هنرنماییهای اسطوره های فوتبال جهان

زین‌الدین زیدان

زین‌الدین یزید زیدان (زاده‌ی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو) فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایری‌‌الاصل) است که در میانه‌ی میدان بازی می‌کند و عموماً به عنوان یکی از به‌ترین بازی‌کنان تاریخ فوتبال شناخته می‌شود. او تا بحال برای تیم‌های باشگاهی همچون یوونتوس و رئال مادرید و تیم ملی فرانسه به میدان آمده است.

او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزه‌ی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزه‌ی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزه‌ی پرارزش‌ترین بازی‌کن جام باشگاه‌های اروپا و یک بار جایزه‌ی به‌ترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملت‌های اروپا, جام باشگاه‌های اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو می‌توان او را از پرافتخارترین بازی‌کنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاه‌های اروپا گل زده است.

زیدان قرار است پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کند و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او خواهد بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفه‌ای او. در همین فینال بود که ضربه‌ی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالی‌ترین لحظات تاریخ زندگی‌اش را در آخرین لحظات عمر حرفه‌ای‌اش رقم زد.

سابقه‌ی ورزشی

باشگاهی

کنز

زیدان فوتبال حرفه‌ای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 این‌جا بازی می‌کرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرح‌ترین باشگاه‌های فرانسه پیوست.

بوردو

زیدان جمعا چهارسال از 1992 تا 1996 برای بوردو بازی کرد. در این چهار سال او در 157 بازی لیگ فرانسه شرکت داشت و 32 گل به ثمر رساند.

یوونتوس

پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلی‌ترین‌ ستاره‌های تیم, بدل شد. ‌

او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سال‌های 1997 و 1998, در فینال جام باشگاه‌های اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).

زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.

رئال مادرید

در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقال‌های تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بی‌سابقه بود. او در سال‌هایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگ‌ترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازی‌کنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهم‌ترین ستاره‌های این کهکشان بود و از سایر ستاره‌های نورانی آن می‌شود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.

زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.

اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاه‌های اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار می‌شد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا را نیز به کارنامه‌اش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گل‌های تاریخ فوتبال شمرده می‌شود.

زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام می‌گرفت, هم‌تیمی‌های او لباس ویژه‌ای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام "زیدان, چهره‌ای از قرن بیست و یکم" شد.

تیم ملی فرانسه

زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین می‌توانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".

به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد.

زیدان در سال 1998 به همراه تیم ملی فرانسه, میزبان جام جهانی 1998 بود. او در بازی دوم فرانسه (که پیروزی 4-0 مقابل عربستان صعودی را در پی داشت) خطای بدی روی کاپیتان عربستان, فواد امین, مرتکب شد و به این ترتیب کارت قرمز دریافت کرد و از دو بازی محروم شد. در آن زمان ادعا می‌شد که امین لفظا به زیدان توهین کرده است. زیدان در یک چهارم نهایی مقابل ایتالیا به میدان آمد و پس از این‌که بازی بعد از 120 دقیقه به پنالتی کشید, ضربه‌ی پنالتی خود را به گل تبدیل کرد. او در فینال جام مقابل برزیل به میدان آمد و با به ثمر رساندن دو گل, پایه‌گذار پیروزی 3-0 تیمش شد تا فرانسه برای اولین بار در تاریخ, قهرمان جام جهانی شود. دو گل او در این بازی با ضربه‌ی سر به ثمر رسید که به نوبه‌ی خود برای هافبکی چون او قابل توجه بود. بسیاری این بازی را نقطه عطف تاریخ زندگی زیدان می‌دانند.

دو سال بعد زیدان از اعضای تیم ملی فرانسه در یورو 2000 بود. او از به‌ترین بازی‌کنان فرانسه در این جام بود. زیدان در یک چهارم نهایی از روی ضربه‌ی آزاد مستقیم دروازه‌ی اسپانیا را باز کرد و در آخرین ثانیه‌های بازی نیمه نهایی با پرتغال, گل طلایی را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا نقش عمده‌ای در رسیدن تیم به فینال داشته باشد. فرانسه در فینال نیز ایتالیا را , در یکی از جنجالی‌ترین بازی‌های تاریخ اروپا, 2 بر 1 شکست داد تا با فتح جام جهانی 1998 و یورو 2000 به یکی از پرافتخارترین تیم‌های تاریخ بدل شود. 34 سال از آخرین باری که تیمی جام جهانی و جام ملت‌های اروپا را پشت سر هم به دست آورده بود, می‌گذشت. در این هنگام بسیاری فرانسه را بزرگ‌ترین تیم فوتبال دنیا می‌دانستند.

زیدان در جام جهانی 2002 نیز از اعضای تیمش بود اما به علت مصدومیت در دو بازی اول غایب بود. این تورنمنت, یکی از بدترین افتضاحات فرانسوی‌ها بود که با بازی‌های ضعیف بدون زدن حتی یک گل و با کسب تنها یک امتیاز از جام حذف شدند. زیدان تنها در بازی آخر مقابل دانمارک به میدان آمد.

در یورو 2004 نیز زیدان به همراه تیم ملی فرانسه به میدان آمد و شاهد باخت تیمش مقابل یونان, تیمی که بعدها قهرمان همان جام شد, بود. پس از این جام زیدان رسما در 12 آگوست 2004 از فوتبال ملی کناره‌گیری کرد.

با این حال پس از این‌که فرانسه در راه صعود به جام جهانی 2006 به مشکلاتی برخورد زیدان در آگوست 2005 (یک سال پس از کناره‌گیری) اعلام کرد که برای کمک به تیم ملی فرانسه برمی‌گردد و مجدداً به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او در 3 سپتامبر 2005 اولین بازی خود پس از خداحافظی را مقابل جزایر فارو انجام داد و در پیروزی 3-0 تیمش نقش داشت. فرانسه نهایتا به عنوان اولین تیم از گروه خود به جام جهانی 2006 صعود کرد.

در 25 آپریل 2006 , پس از یک فصل پر از مصدومیت در رئال مادرید, زیدان تصمیم نهایی خود برای کناره‌گیری از فوتبال, چه باشگاهی و چه ملی, را اعلام کرد. این کناره‌گیری به پس از اتمام جام جهانی 2006 حواله داده شد.

در 27 می 2006 زیدان در پیروزی 1-0 تیمش مقابل مکزیک نقش داشت و صدمین بازی ملی خود را در این بازی انجام داد. با این حساب او در کنار مارسل دسایی, دیدیه دشان و لیلیان تورام به یکی از تنها چهار بازی‌کنی بدل گشت که بیش از صدبار برای فرانسه به میدان آمده‌اند.

جام جهانی 2006

زیدان در جام جهانی 2006 برای سومین جام پیاپی در ترکیب تیم ملی فرانسه ظاهر شد و این بار بازوبند کاپیتانی را به دست داشت. او در هر دو بازی اول, مقابل سوئیس و کره جنوبی, کارت زرد گرفت و از بازی سوم محروم شد. در یک هشتم نهایی, مقابل اسپانیا, او به ترکیب تیم بازگشت و با یک گل و یک پاس گل نقش مهمی در صعود تیمش به یک چهارم نهایی داشت.

در یک چهارم نهایی, فرانسه در بازی حساسی مقابل برزیل, مدافع عنوان قهرمانی, قرار گرفت. این تکرار فینال جام جهانی 1998 بود. زیدان در این بازی, برای اولین بار در تاریخ فوتبال خود, به تیری هانری پاس گل داد تا فرانسه 1-0 پیروز بازی شود و به نیمه نهایی صعود کند. زیدان به عنوان به‌ترین بازی‌کن این دیدار انتخاب شد.

چهار روز بعد, فرانسه در نیمه نهایی مقابل پرتغال به میدان رفت تا زیدان از روی نقطه پنالتی دروازه‌ی ریکاردو را باز کند و فرانسه به فینال راه پیدا کند.

در 9 ژولای 2006 بازی فینال بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد و زیدان نیز به عنوان کاپیتان فرانسه به میدان آمد. این آخرین بازی تاریخ زندگی ورزشی او بود. او در دقیقه‌ی 7 از روی نقطه‌ی پنالتی برای فرانسه گل زد تا به همراه پله, واوا و پل بریتنر یکی از چهار بازی‌کنی باشد که تا بحال در دو فینال جام جهانی گل زده‌اند. بازی در وقت معمولی 1-1 مساوی شد و کار به وقت اضافه کشید. نزدیک بود زیدان در وقت اضافه‌ی اول با ضربه‌ی سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربه‌ی او را مهار کرد. دقیقه‌ی 110 این بازی, که می‌رفت آخرین بازی زیدان باشد, به یکی از جنجالی‌ترین صحنه‌های تاریخ فوتبال در جهان بدل شد. در طی این صحنه (که در پایین شرح داده شده است) زیدان اخراج شد و نتیجتا در ضربات پنالتی شرکت نداشت و فرانسه روی غیاب او و پاتریک ویرا (که مصدوم و تعویض شده بود) با نتیجه‌‌ی 5-3 مغلوب و حذف شد.

با وجود حرکت جنجالی و اخراج زیدان در فینال, او عنوان به‌ترین بازی‌کن جام جهانی 2006 را از خود کرد تا کلکسیون افتخارات بی‌نظیرش کامل شده باشد.


درگیری با مارکو ماتراتزی در فینال

در دقیقه‌ی 110 بازی فینال, زیدان در صحنه‌ای بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزی ضربه زد. زمینه‌ی این درگیری کلماتی بود که ماتراتزی به زیدان گفته بود (در پایین توضیح داده شده است). داور بازی, هوراشیو الیزوندو, این صحنه را ندیده بود اما لوئیس مدینا کانتالخو, داور چهارم, صحنه را گزارش کرد تا زیدان با دریافت کارت قرمز از بازی اخراج شود. او بازوبند کاپیتانی را به ویلی سانیول سپرد (تا او آن را به بازوی فابین بارتز ببندد) و از زمین خارج شد.

علت درگیری

پس از پایان بازی تحقیقات و لب‌خوانی‌های وسیعی برای مشخص شدن علت درگیری و کلمات تحریک‌کننده‌ی ماتراتزی صورت گرفت. بسیاری می‌گفتند ماتراتزی با توهینی راسیستی زیدان را به "تروریست" بودن متهم کرده اما بعدها هم زیدان و هم ماتراتزی این را رد کردند. ماتراتزی ادعا کرد که توهینی که به زیدان کرده است بسیار عادی بوده و از آن نوعی است که در زمین فوتبال رایج است.

سه روز پس از بازی زیدان در دو مصاحبه‌ی تلویزیونی در این مورد شرکت کرد. او در این مصاحبه‌ها اعلام کرد که ماتراتزی به خواهر و مادرش توهین کرده است و ضمن معذرت‌خواهی, اعلام کرد که از کاری که کرده پشیمان نیست. او در ضمن هرگونه توهین‌های راسیستی از سوی ماتراتزی را غیرواقعی و محصول جنجال نشریات و رسانه‌ها دانست. ‌

افتخارات

  • جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006)
  • جام ملت‌های اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000)
  • جام باشگاه‌های اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید)
  • لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس)
  • لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید)
  • جام بین‌قاره‌ای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
  • سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
  • سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس)
  • سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید)

جایزه‌ها و افتخارت شخصی

  • سه بار بهترین بازی‌کن سال جهان از سوی فیفا (در 1998,2000 و 2003)
  • یک بار بهترین بازی‌کن سال اروپا (توپ طلایی) از مجله‌ی "فرنس فوتبال" (در 1998)
  • یک بار باارزش‌ترین بازی‌کن جام باشگاه‌های اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید)
  • یک بار به‌ترین بازی‌کن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان)
  • به‌ترین بازی‌کن نیم‌قرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا)
  • شوالیه‌ی لژدواونور از 1998
  • حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004

زندگی شخصی

زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوان‌ترین فرزند خانواده‌ی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگ‌تر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسب‌شان به روستایی در الجزایر برمی‌گشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا می‌کرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیده‌اند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را می‌توان "مسلمان اسمی" نامید.

زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیایی‌الاصل, ازدواج کرد. آن‌ها چهار فرزند به نام‌های انزو (زاده‌ی 24 مارس 1995), لوکا (زاده‌ی 13 می 1998), تئو (زاده‌ی 18 می 2002) و الیاس (زاده‌ی 26 دسامبر 2005) دارند.

خرت و پرت

  • زیدان 185 سانتیمتر قد دارد.
  • زیدان هنگام انتقال از یوونتوس به رئال مادرید با قیمت 47 میلیون پاوند لقب "گران‌ترین بازی‌‌کن تاریخ فوتبال تا آن هنگام" را به دست آورد.
  • 34امین تولد زیدان مصادف با آخرین بازی فرانسه در مرحله‌ی گروهی جام جهانی 2006 مقابل توگو بود. اما زیدان این بازی را به علت دریافت دو کارت زرد در دو بازی قبلی از دست داد. بهر صورت فرانسه در غیاب او نیز موفق به به پیروزی 2-0 شد و به مرحله‌ی بعدی راه یافت.
  • زیدان دقیقا چهار سال از پاتریک ویرا که در 23 ژوئن 1976 به دنیا آمده بزرگ‌تر است.
  • زیدان با شرکت‌هایی همچون لگو, آدیداس, کریستیان دیور, ژنرالی, فرانس تله‌کوم, اورنج, آئودی و فورد همکاری تبلیغاتی داشته است و از ثروت‌مندترین ورزش‌کاران جهان بوده است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 22:15  توسط محمد  | 

رود فان نیستلروی

« رود» درتاریخ اول ژوییه سال 1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم
Van Nistelroy
پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زود قهمیدند صاحب کودکی خاص هستند. او بسیار با استعداد بود و علاوه براین در تنیس ، ژیمناستیـــک و فوتبال از خود نبـوغ فوق العاده ای نشان می داد و از شش سالگی به عضویت باشگاه « نوییت گداخت » در آمد .

بعد از جدایی پدر و مادر ؛ « رود » و پدرش در دهکده ای در جنوب هلند ساکن شده بودند ، جایی خوش آب و هوا در نزدیکی شهر کوچک « گفن » که خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری « رود » آنجا بود . هنوز هم پدرش « مارتین » فیلمهای بسیاری را که با دوربین خودش از پسرش گرفته ، در خانه اش نگه داشته است . در این فیلمها « رود » کوچک رامی بینیم که در زمین های اطراف خانه پدری اش با پسرهای بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کند و به راحتی همه را دریبل می زند و کسی به پای او نمی رسد . در یکی از این فیلمها در یک بازی رده نوجوانان ، « رود » ضربه کرنری زده که مستقیم وارد دروازه شده است .
« رود » از چهارده سالگی در باشگاه « مارگریت » هلند عضو شد و بالاخره در شانزده سالگی به باشگاه « دن بوش » هلند پیوست .
در سال 1997 « رود » با پیشنهاد « فاپ دی هان » یکی از شناخته شده ترین مربیان و مدیرفنی سابق تیم ملی هلند که با پدر و مادرش آشنایی داشت ، به باشگاه « هیرنوین » ملحق شد و یادگیری زیر نظر « دی هان » را آغاز کرد. « هیرنوین » شهری است در شمال هلند ، بد آب و هوا و کویر مانندی قطبی ، با مردمی که فقط به زبان محلی خودشان حرف می زنند . « رود » از خانه دور بود ، اما گل زدن را در آنجا به معنای واقعی کلمه یادگرفت .
خودش اینگونه به یاد می آورد : « وقتی وارد باشگاه شدم ، فقط یه بچه خوب بودم .» لبخند کوچکی می زند و ادامه می دهد : « می رفتم سر تمرین ، بازی مو می کردم و کلی هم با بازیم حال می کردم و اصلاً به فکرم هم نمی رسید که می شه پیشرفت هم کرد . » او در آن زمان در پست هافبک بازی می کرد و بالاخره یک روز آقای « دی هان » تصمیم گرفت با او صحبت کند :
- « یه روز « فاپ » اومد سراغم و گفت : « رود ، پس کی می خوای واسه ما گل بزنی ؟ » فکری کردم و گفتم : « بله آقای مربی ، سئوال خوبیه ! » فاپ گفت : « یه هدف برای خودت تعیین کن ، تو واقعاً می خوای به چی برسی ؟ » بعدش هم رفت توی مصاحبه ش قشنگترین حرفی رو که یه مربی می تونه درباره بازیکنش بگه ، درمورد من گفت : « رود کاری رو که همه با دستاشون می کنن ، می تونه با پاش بکنه . » و بعد اومد به من گفت: « رود ، تو می تونی یه بازیکن بزرگ بشی » و اون موقع بود که من فکر کردم شاید هم واقعاً بتونم ..
از آن به بعد « رود » از یک هافبک به یک مهاجم میانی تــبدیل شد و گل زدن را شروع کرد . او چندیـن ساعت تا « آمستردام » رانندگی می کرد تا مهارتهای کنترل توپ را از « دنیس برگ کمپ » یاد بگیرد و حالا دیگر همه « رود فان نیستلروی » می شناختند.
زمانی که « سر بابی رابسون » هدایت « پی اس وی آیندهوون » را برعهده گرفت ، چند روزی بود که باشگاه رکورد نقل و انتقالات هلند را شکسته بود : انتقال « رود » به « آیندهوون » با 2/4 میلیون پوند ، یعنی پنجاه برابر حقوقش در « هیرنوین » .
« رابسون » درباره او می گوید : « از اول معلوم بود که یک ستاره توی تیممون داریم . عادت داشت منو « آقای مربی » صدا کنه ، خیلی مؤدب و محترم بود ، خیلی تلاش می کرد و علاقه زیادی به یادگرفتن همه چیز داشت .» اما روزی که « رود » به اتاق « رابسون » رفت و از او پرسید : « آیا خیلی عالی نیست که او در کنار « پل اسکولز» بازی کند؟ » ؛ هنوز خبری از پیشنهاد منچستر یونایتد نبود ، و این یعنی رویای شیاطین سرخ از خیلی وقت پیش ذهن « رود » را اشغال کرده بود .
بالاخره رویا به حقیقت پیوست و « سر الکس فرگوسن » علاقه خود را به در اختیار گرفتن « رود » نشان داد .
« رود » خیلی خوشحال به نظر می رسید ، قرارداد 19 میلیون پوندی در مراحل آخر بود و قرار بود یکی دو روز دیگر چمدان کوچکش را ببندد و به انگلستان پرواز کند که آن اتفاق وحشتناک روی داد .
درزمین تمرین « آیندهوون » در روزی که قرار بود آخرین روز تمرین « رود » با آنها باشد ، ناگهان به زمین افتاد . به قول یکی از کمک مربی های باشگاه ، « قابل تحمل نبود که آن پسر پیچیده و فوق العاده را ببینی که بر زمین افتاده و زانویش کاملاً خرد شده است . » دکترها پایش را دیدند و اعلام کردند که دیگرهرگز خوب نخواهد شد . دنیای « رود » فرو ریخته بود .
« رود » به یاد می آورد : « آن موقع احساس می کردم از بالاترین قله کوه پرت شده ام و حالا دارم به اعماق زمین سقوط می کنم .»
ولی « سر آلکس » بود که دوباره یکی از آن تصمیم های مخصوص خودش را عملی کرد. قرارداد در ناباوری همه امضا شد و منچستریونایتد اجازه داد « رود » یک سال دیگر در هلند بماند وآنقدر معالجه اش را پی گیری کندتا بالاخره معجزه روی دهد . کادر پزشکی منچستر در این یک سال همواره همراه او بودند.
« رود » می گوید : « همه زندگیم در بیمارستان می گذشت و نمی توانستم بیکار هم بمانم . در تمام این یک سال به عنوان فیزیوتراپیست با بیماران ریوی کار می کردم . هم بیمار آن بیمارستان بودم و هم کارمند آنها ، از دوشنبه تا جمعه ، از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر .»
بالاخره کابوس تمام شد و« رود » به « الد ترافود » قدم گذاشت و« فرگوسن » درباره اش به هواداران منچستر گفت : « او دیگر خوب شده است، نگران قدمهایش نباشید . »

· واقعیتهایی درباره « رود فان نیستلروی »

-« رود » با پای راست فوتبال بازی می کند ، ولی چپ دست است .
- او در ژوییه سال 2004 با « لئونتین اسلات » ازدواج کرده است . « لئونتین » در سالهای کودکی « رود » دخترکی بود ساکن همان دهکده کوچک در جنوب هلند و حالا دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه « منچستر» است .
- پدر و مادر « رود » حالا دوباره با هم زندگی می کنند .
- « رود » به چهار زبان هلندی ، انگلیسی ، آلمانی و فرانسوی مسلط است .
- بهترین دوستش در منچستر « اوله گونار سولسکیائر » است .
- « رود » وقتش را با مطالعه زیاد ، گوش کردن موسیقی و فیلم دیدن می گذراند .
- فیلم مورد علاقه او : « پالپ فیکشن » ساخته « کوئنتین تارانتینو » است .
- کتابهای نوشته « جان گریشام » را دوست دارد و کتاب مورد علاقه اش « راز داوینچی » است .
- از بازیگران سینما از « مورگان فریمن » و« نیکول کیدمن » خوشش می آید و ازبین اهالی موسیقی از : « آرتا فرانکلین » و« کرت کوبین ( نیروانا ) » .
- و بالاخره ؛ با اینکه از غروری که نزد اکثر بازیکنان هلندی وجود دارد ، در وجود « رود » خبری نیست، او « عاشق » پیراهن نارنجی « هلند » است .
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 3:18  توسط محمد  | 

کریستیانو رونالدو؛ شادی و شیطنت در فوتبال و زندگی

ستاره خندان و شاد در لباس سرخ شیاطین چندان باور پذیر به نظر نمی رسد اما وقتی که کریستیانو رونالدو را در میانه زمین می بینید که یا قامت باریک و بلند خود مقابل بازیکن حریف خم شده و توپ را مانند دستمال جادوگرها غیب می کند و از پشت سرش در می آورد نه تنها شیطان است بلکه لقب اختصاصی اش یعنی « شیطان قاتل » هم برازنده اش است.
فوتبالیست 20 ساله و اولین پرتغالی منچستر یونایتد و تک خال تیم ملی در کنار غولی مانند فیگو و البته دکو به شمار می رود و فرگوسن و اسکولاری چنان دلبسته اش هستند که او را نه مثل یک ستاره تیم بلکه به عنوان فرزند دردانه خود نوازش می کنند. ماجراهایجدید جوان خوش سیما و تا حدودی خبیث منچسترزندگی اور را پر کرده است. البته قسمت اصلی زندگی او متعلق به دردسرهایش است و گویا نحسی نام رونالدو به او هم سرایت کرده است!
کابوس آرسنال و ملکه زیبایی همشهری
موتورسیکلت بی ام و 1200 مانند هیولایی خزنده روی تپه های شنی بالا و پایین می پرد و کریستیانو برهنه با یک شلوارک قرمز و خاکستری و صندل به زحمت آن را هدایت می کند. جزیره پورتو سانتو پاتوق محبوب او از دوران نوجوانی است.
یک نکته قابل ذکر است این که رونالدو پرتغالی برخلاف اغلب ستارگان پرحاشیه و به خصوص هم نام برزیلی اش اصلا دم به تله نمی دهد و اهل نامزدی و ازدواج و حتی وعده و قول و قرار با کسی نیست. البته
کریستیانو کم سن تر از آن است که درگیر ازدواج و طلاق باشد اما در حد معمول هم دلش را پیش کسی گرو نمی گذارد. اگر رسوایی های هر از گاهی در صدر اخبار رسانه نبود این توهم پیش می آمد که او پسری تارک دنیاست!
مارینا رودریگوئز هم حلی رونالدو که سر و سری با او پیدا کرده بود می گوید: این ناجنس چنان ظاهر معصوم و رفتار بانشاط و کودکانه ای دارد که ادم خجالت می کشد برایش تله بگذارد یا از او تعهدی بخواهد. بدتر از همه این که مدام مراقب است و از دست دهتران هوادار خود فرار می کند و می گوید آنها زندگی را به جهنم تبدیل می کنند.
در بازی های منچستر مقابل آرسنال حضور او اهمیتی حیاتی دارد و به وقل گری نویل انگار با ارسنالی هعا خصومت شخصی دارد چون مقابل انها استعداد مضاعفی نشان می دهد
.
ترمیناتور با سوزوکی
پس از قرارداد 20 میلیون دلاری و تضمین شده تا سال 2008 او حالا هفته ای 32 هزار دلار پول تو جیبی از پاپا فرگی خود می گیرد و کلکسیون اتومبیل های اسپرت و کت و شلوارهای گرانقیمت در کنار درامد تبلیغاتی اش بهشتی زمینی برای او ساخته اند.
در یکی از فیلم های تبلیغاتی اش اتومبیل او به یک گروه در حال بازی فوتبال در خیابان بر می خورد و توپ انها به سوی جایگاه راننده پرتاب می شود. در این لحظه کریستیانو در نمایی جذاب و هیجان انگیز مانند ترمیناتور از اتومبیل خود خارج می شود!

او برای یک کودک 11 ساله اندونزیایی و پدرش تسهیلات تماشای مسابقه مقدماتی جام جهانی خود را با پرداخت کلیه هزینه ها فراهم و هم تیمی هایش را هم تشویق کرده تا برای انها در اندونزی خانه ای بخرند. علاوه بر شهرت ملی و باشگاهی لقب جذاب ترین بازیکن تیم ملی پرتغال و رقیب اصلی سوپراستاریهایی چون بکهام در عرصه تبلیغات و همچنین یکی از داغ ترین سوژه های خبری شرط بندی و تبلیغ تجاری در جام جهانی آلمان را به خود اختصاص داده است.
پشت این چهره کودکانه و جذاب شخصیتی دوگانه با نیکی و بدی پنهان است گویا رونالدو ان قدرها هم خبیث نیست و فقط حواس جمع و فرصت طلب است مگر این اولین توانایی یک ستاره فوتبال به شمار نمی رود؟؟
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 2:42  توسط محمد  | 

افسانه باجو: پرده آخر درام «فيورنتينا- باجو» (قسمت دهم)


 
روبي باجوي 23 ساله را ديگر همه مي شناختند. يك شماره 10 واقعي! او تقريبا ليدر تيم فيورنتينا به شمار مي رفت و واقعا مدرن و فانتزي بازي ميكرد. مردم اين بازيكن ريزنقش را با دريبلهاي ريز و بلند، و شوتهاي كات دارش مي شناختند. البته مدل موي دم اسبي او هم در لباس بنفش تكميل شد! او مي خواست با اعتقاد بر مذهب بودائيسم و توسل به همان پانچن لاماي تبتي خودش با مشكلات مبارزه كند. موهاي دم اسبي او هم در بودائيسم نشانه اميد، بي توجهي به مشكلات گذشته و حركت مثبت رو به جلوست. روبي مي خواست كه نااميدي را در خود از بين ببرد.

يكي از بزرگترين مشكلات روبرتو، وضعيت بدني و فيزيكي اش بود. بوداي كوچك من، هم لاغر اندام بود و هم احساساتي! و همين خصيصه، مشكل او در فوتبال خشن ايتاليايي بود. فوتبالي كه بازيكنان در آن بايد علاوه برتكنيك فردي و تاكتيك پذيري، از قدرت بدني بالايي هم برخوردار باشند.
يكي ديگر از اتفاتي كه در كه در اين دوران به وقوع پيوست، ازدواج روبي بود!
از آنجايي كه فوتباليستها هم بايد مثل بقيه ازدواج كنند، روبرتو هم با آندرينا فابي زندگي مشترك خود را آغاز كرد!
اما ليگ ايتاليا... روبي در اين فصل بعد از گل به يووه، يك گل نيز در باخت خانگي 2-3 در برابر روسونريهاي ميلان به ثمر رساند. يك گل قشنگ!
او از نيمه زمين پا به توپ شد و در يك استارت انفجاري و سريع، از بين دو مدافع باتجربه ميلان عبور كرد و تا محوطه جريمه دويد. همه هم به دنبال او! بعد هم با خونسردي كامل دروازبان حريف را جا گذاشت و با پاي راست و به آرامي توپ را با تور دروازه آشنا كرد. مثل يك ليوان آب خوردن! اما در نهايت اين تيم روبي باجو بود كه بازي را به حريف نامدارش باخت!
روبي به غير از اين 13 گل، در اين فصل 4 گل ديگر هم زد! يك گل به لچه در بازي 0-3 ، يك گل با آسكولي در باخت 2-1 ، يكي هم در مقابل ورونا در برد خانگي 1-3 و آخري هم به تيم آتالانتا در پيروزي 1-4 و در آرتميو فرانكي. البته ديگر گلهاي بازي آتالانتا را هم بوسو، دي كيارا و چزاره پراندلي(گل به خودي) درون دروازه آتالانتا جاي دادند.
در مدت پنج سال حضور روبرتو در فلورانس و به خصوص در دو سال آخر، تيمهاي داخلي و خارجي زيادي خواهان به خدمت گرفتن جوان اول سرزمين چكمهاي شدند. ولي خود روبي مايل به ترك باشگاه نبود. يكي از تيمهاي علاقمند به اين بازيكن، همان تيم يوونتوس بود. يوونتوسي كه در هر بازي در مقابل فيورنتينا، چه در خانه و چه خارج از خانه، در مهار اين بازيكن دچار مشكل مي شد! مديران يووه تصميم گرفته بودند تا به هر قيمتي اين ستاره نوظهور را به جمع ستارگان خود اضافه كنند. باجو مي تواند همان كاري را براي يووه انجام دهد كه پلاتيني انجام مي داد... و اين خواسته مسئولان اين تيم توريني بود. هدفي به نام باجو...
جام جهاني 1990 ايتاليا هم در حال آغاز شدن بود و روبرتو باجو مانده بود و يك تصميم به قيمت آينده!
(ادامه دارد)


+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 1:12  توسط محمد  | 

افسانه باجو: روبي در فيورنتينا-4 (قسمت نهم)

آخرين سال حضور روبي در تيم فيورنتينا با اتفاقات بسياري همراه بود. روبرتو در اين فصل در 32 مسابقه سري آ موفق به زدن 17 گل زيبا و حساس شد. او در 2 ديدار كوپا ايتاليا شركت داشت و تنها يك بار موفق به گلزني شد. همين طور 12 بازي در جام يوفا و فقط يك گل... و نيز 10 بازي ملي و چهار گل ملي! به هر حال رقابت‌هاي داخلي ايتاليا شروع شد.


تنها گل روبي در كوپا ايتاليا در بيست و سوم آگوست 1989 و در برابر تيم «ليكاتا» در پيروزي 3-1 فيورنتينا به ثمر رسيد. بنفش‌ها با رهبري باجوي 22 ساله كومو را هم از سر راه برداشتند. البته در ضربات پنالتي و با نتيجه 10-9 !!! ولي با توقف در برابر ناپولي از دور رقابت‌ها حذف شدند. در مسابقات سري آ، روبي روشن كننده آتش خط حمله تيم بنفش پوش بود. او اولين گل فصل را براي فلورانسي‌ها به ثمر رساند كه تنها گل فيورنتينا در تساوي باري بود. آنها در هفته سوم و در تورينو، با نتيجه 3-1 مغلوب يوونتوس شدند. آن يك گل را هم كوبيك به ثمر رساند. در روز بعدي اين رقابت‌ها لاتسيو در آرتميو فرانكي و در برابر هنرنمايي خرگوش سفيد فلورانس سر تعظيم فرود آورد و نتيجه را 1-0 به آنها واگذار كرد. ولي در هفته بعدي و در ناپل، تلاش باجو و دو گل زيباي او در مقابل سه گل ناپولي بي ثمر ماند. روبي پنجمين گل فصل خود را هم در مقابل سمپدوريايي‌ها به ثمر رساند. در پيروزي 3-1 آنها، ولپكينا، باتيستيني و باجو موفق به گشودن دروازه سامپا شدند. آسكولي هم طبق معمول با 5 گل بنفش رنگ، در هم كوبيده شد! روبرتو باجو در اين ديدار يك هت تريك فوق‌العاده انجام داد! اين اولين هت تريك روبي باجو در سري آ به شمار مي‌آيد. محبوبيت روبي در فلورانس به سرعت رو به افزايش بود. ستاره درخشان تيم فيورنتينا با تكنيك استثنايي‌اش گل‌هاي زيبا و تماشاگر پسندي را به ثمر مي‌رساند. يك مهره ارزشمند، با اخلاق و خوش استيل به نام «روبرتو باجو»... فيورنتينا ضعيف شده بود. اما در پاره‌اي از اوقات نتايج قابل قبولي را هم كسب مي‌كرد. روبي باز هم گل زد! آن هم در مقابل اينتر... ولي اين گل هم پيروزي را براي فيورنتينا به ارمغان نياورد و نتيجه تساوي 2-2 در انتهاي ديدار به دست آمد. در دور برگشت رقابت‌هاي اين سال كالچو، تيم باري هم دقيقا با همين نتيجه، آرتميو فرانكي را ترك كرد. و باز هم با يك گل از روبي! اما ديدار برگشت يوونتوس و فيورنتينا در استاديوم شهر فلورانس... ديداري كه بوي انتقام مي‌داد! در همان ابتداي كار روبرتو دروازه يووه را باز مي‌كند! چه گل زيبايي...! يك حركت انفرادي فوق‌العاده از باجو با گل او تكميل شد. ولي با اينكه باتيستيني هم موفق به گلزني شد، اين ديدار در نهايت با تساوي 2-2 خاتمه يافت! باجو به گربه سياه يوونتوس معروف شده بود! كارشناسان فوتبال ايتاليا ديگر او را يك «استعداد» نمي‌ناميدند. بلكه روبرتو را يكي از ستارگان فوتبال ايتاليا مي‌دانستند. بازيكني كه باز هم جاي پيشرفت دارد! او در اين دوران با «روبرتو بنيني» كه يكي از بهترين بازيگران سينماي ايتاليا نيز بود ارتباط پيدا كرد. گفته مي‌شود كه روبرتو اولين تماسهاي خود را با مكتب «بودائيسم» در اين دوران داشته است. او با روي آوردن به اين مكتب، مي‌خواست تا از يك تعادل رواني مناسب برخوردار شود. براي برخورد با مشكلات و سختي‌هاي سر راه يك فوتباليست جوان مثل روبي...


+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 1:5  توسط محمد  | 

افسانه باجو: روبي در فيورنتينا-3 (قسمت هشتم)

آغاز فصل جديد در فوتبال ايتاليا... روبي برگ برنده تيم فيورنتينا شده بود. او واقعا عالي بود! در هر بازي يك يا دو گل به ثمر مي‌رساند. يك بازيكن باهوش و تكنيكي و يك گلزن فرصت طلب! با شروع بازي‌ها درخشش الماس بنفش هم شروع شد. او در رقابت‌هاي جام حذفي ايتاليا 9 گل زد! كه دو تاي آن هم در مقابل اينتر به ثمر رسيد... 9 گل در 8 مسابقه! در ليگ ايتاليا هم اولين بازي روبي مصادف با افتضاح بزرگ بنفش‌ها شد. از همان سري باخت‌هاي 4 بر صفر در سن‌سيرو!!! اما يكدفعه ورق برگشت و آنها چند روز بعد آسكولي را با گل روبي باجو شكست دادند!

سزنا هم با 3 گل كه يكي از آنها را روبرتو به ثمر رساند از بنفش‌هاي فلورانس شكست خورد. تورينو هم در آرتميو فرانكي با شكست بدرقه شد، و باز هم گلزن مسابقه همان چهره معصوم ولي زيرك از فيورنتينا بود! بازي‌هاي فوق‌العاده و اين گل‌هاي رنگارنگ از باجوي كوچك كافي بود تا آتزليو ويچيني- مربي وقت ايتاليا- مجبور به دعوت كردن اين شاه مهره شود. بالاخره روبي در 16 نوامبر 1988 در ديدار دوستانه آتزوري‌ها در برابر هلند- قهرمان اروپا- اولين ديدار ملي خود را برگزار كرد. بازي كه با نتيجه 1-0 به سود چكمه‌اي‌ها تمام شد... او در آن بازي بسيار خوش درخشيد و با پاس‌هاي استثنايي‌اش بارها مهاجمان تيم را صاحب بخت گلزني كرد. شايد فصل 89-88 يكي از پركارترين فصول بازيگري روبي باشد. 15 گل در سري أ و 9 گل در كوپا ايتاليا، سه بازي ملي و يك گل ملي! دومين ديدار ملي او هم در 29 مارس و در ديدار دوستانه برابر روماني برگزار شد. آن بازي را آتزوري‌ها در خاك روماني با نتيجه 1-0 واگذار كردند. اما اولين گل ملي روبرتو باجوي افسانه‌اي... در بيست و دوم آوريل 1989 و رو در روي تيم اوروگوئه! نتيجه اين ديدار هم به جز 1-1 نبود. از 15 گل روبي در اين فصل در قهرماني ايتاليا مي‌توان به گل سوم آنها به لاتسيو اشاره كرد. دوتاي اولي را «برگونوو» و «سالواتوري» به نام خود ثبت كرده بودند. درست در هفته بعدي، آنها بايد يك ديدار حساس را انجام مي‌دادند... مقابل يوونتوس تورين! روبي هم كه طبق معمول دست از سر اين گورخرها بر نمي‌داشت و يك شكست ديگر را هم نصيب آنها كرد. او با گل خود پيروزي 2 بر يك را به هواداران بنفش پيشكش كرد. گل زيباي او در برابر اينتر را هم نبايد فراموش كرد... و 3 امتياز ديگر براي فلورانسي‌ها با تك گل خرگوش سفيدشان! در برابر آتالانتا... ديگر بايد به القاب و عناوين جديد باجو عادت كنيد!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 0:58  توسط محمد  | 

فدراسيون هاي آمريكاي جنوبي(قسمت اول)

           

سابقه حضور در جام جهاني: 1930، 1934، 1938، 1950، 1954، 1958، 1962، 1966، 1970، 1974، 1978، 1982، 1986، 1990، 1994، 1998، 2002، 2006)
افتخارات جهاني:   قهرماني جام جهاني (1958، 1962، 1970، 1994، 2002)؛ نايب قهرمان جام جهاني (1950، 1998)؛ سومي جام جهاني (1938، 1978)

افتخارات قاره اي:  قهرماني كوپا امريكا (1919، 1922، 1949، 1989، 1997، 1999، 2004)

رييس فدراسيون: خوليو گروندونا
مدير:  خوزه ماريا آگوييلار
دبيركل: خوزه لوئيس ميسزنر
خرانه دار: هكتور دومينيگز
سابقه شركت در جام جهاني: 1930، 1934، 1958، 1962، 1966، 1974، 1978، 1982، 1986، 1990، 1994، 1998، 2002، 2006
افتخارات جهاني:  2بار قهرمان جام جهاني (1978، 1986)؛ 2بار نايب قهرمان جام جهاني (1930، 1990)
افتخارات قاره اي: 14 بار قهرمان كوپا آمريكا (1921، 1925، 1927، 1928، 1937، 1941، 1945، 1946، 1947، 1955، 1957، 1959، 1991، 1993)؛ 6 بار قهرمان جام پان امريكن (1951، 1955، 1959، 1971، 1995، 2003)
نشاني:  بوئنوس آيرس. خيابان ويامونته. صندوق پستي 76/1366
تلفن: 43727900/11-54+
نمابر: 43754410/11-54+
سال تاسيس: 1893

رسميت (از سال): 1912

رييس فدراسيون: دكتر اسكار آستاديلو
مدير:  گابريل كامارگو
دبيركل:  سلينا سيرا
خرانه دار: گوستاو مورنو
سابقه حضور در جام جهاني: 1962، 1990، 1994، 1998
افتخارات جهاني: حضور در يك هشتم نهايي جام جهاني 1990
افتخارات قاره اي:  قهرماني كوپا امريكا (2001)، قهرماني جام آمريكاي مركزي (1946، 1970)
نشاني: بوگوتا، خيابان آپدو، شماره 22-16
تلفن: 2889838/1-57+
نمابر: 2889559/1-57+
نشاني پست الكترونيكي:  info@colfutbol.org
پايگاه وب: http://www.colfutbol.org
سال تاسيس: 1924
رسميت (از سال): 1936

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 3:1  توسط عباس  | 

بيوگرافي داوران حاضر در جام جهاني(قسمت اول)

:: اسّام عبدالفتاح
 مليت: مصر
 نقش: داور وسط
 تاريخ تولد: 30 دسامبر 1965
 قد: 181 س.م
 وزن: 81 ك.گ
 شروع داوري: 1 ژانويه 2001
 اولين داوري بين المللي: 8 ژوئن 2003، بازي
 مراكش و سيرالئون
 محل سكونت: قاهره
 كشور محل اقامت: مصر
 زبان مادري: عربي
 زبان هاي ديگر: انگليسي
 شغل اصلي: خلبان
 سرگرمي ها و علائق: مطالعه، تنيس، فوتبال
 بهترين خاطرات: جام كنفدراسيون هاي فيفا
 مكزيك1999، جام جهاني 2002 كره/ژاپن
 جام كنفدراسيون هاي فيفا فرانسه 2003،
 جام جهاني جوانان آرژانتين 2001، جام
 ملت هاي آفريقا 2000، 2002، 2004 و 2006، جام
 جهاني جوانان 2005 هلند
 

 

كوفي كوجيا
 مليت: بنين
 نقش: داور وسط
 تاريخ تولد: 9 دسامبر 1967
 قد: 174 س.م
 وزن: 75 ك.گ
 شروع داوري: 1 ژانويه 1994
 اولين داوري بين المللي: 23 آوريل 1995، بازي تيم
 ملي غنا و نيجر هاي
 محل سكونت: كوتونو
 كشور محل اقامت: بنين
 زبان مادري: فون
 زبان هاي ديگر: انگليسي، فرانسوي
 شغل اصلي: بازرس نيروي دريايي
 سرگرمي ها و علائق: مطالعه، دوچرخه سواري،
 فوتبال
 بهترين خاطرات: جام كنفدراسيون هاي فيفا
 مكزيك1999، جام جهاني 2002 كره/ژاپن، جام
 كنفدراسيون هاي فيفا فرانسه 2003، جام جهاني
 جوانان آرژانتين 2001، جام ملت هاي آفريقا 2000،
 2002، 2004 و 2006، جام جهاني جوانان 2005   هلند 
 


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:49  توسط عباس  | 

بيوگرافي باشگاه هاي لا ليگا (قسمت اول)

  

نام باشگاه: رکراتیوو

رئيس باشگاه: فرانچسکو مندز تابوادا

سرمربي:هرناندز
آدرس سايت : www.recreativohuelva.com

 
نام باشگاه:اتلتيك  بيلبائو

رئيس باشگاه:فرناندولاميكيزگاراي

سرمربي: خاوير كلمنته
آدرس سايت :          www.athleticclub.net
 

نام باشگاه: اتلتيكو مادريد
رئيس باشگاه: انريكه چرزو
سرمربي: پپه مورسيا
آدرس سايت : www.clubatleticodemadrid.com

نام باشگاه:بارسلونا

رئيس باشگاه:خوآنلاپورتا

سرمربي:فرانك ريكارد
آدرس سايت :  www.fcbarcelona.com

 

نام باشگاه: سلتاويگو

رئيس باشگاه: هوراچيوگومز 

سرمربي:فرناندووازكوئز

آدرس  سايت :  www.celtavigo.net

 

نام باشگاه:رئال زاراگوزا

رئيس باشگاه:آلفونسوسولانزسولانز

سرمربي: ويكتور مونوز
آدرس سايت : www.realzaragoza.com

 
نام باشگاه: لوانته

رئيس باشگاه: پدرو ویاروئل

سرمربي: خوان لکارو
آدرس سايت :  www.levanteud.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:38  توسط عباس  | 

بازگشت رونالدو به جمع كهكشاني‌ها

       

رونالدو، مهاجم برزيلي رئال مادريد با حضور در ديدار سه شنبه شب برابر دينامو كي يف، پس از حدود شش ماه اولين بازي خود براي اين باشگاه را انجام داد.

 رونالدوي 30 ساله كه به علت مصدوميت پا قادر به حضور در رقابت هاي پاياني فصل گذشته نبود، موفق شد به موقع براي بازي‌هاي جام جهاني آمادگي خود را بازيابد، اما وي در ماه جولاي روي زانوي پاي چپ خود عمل جراحي انجام داد.
در ابتدا به نظر مي رسد كه غيبت وي سه هفته به طول انجامد، اما چنين نشد و حضور در ديدار برابر دينامو كي‌يف اولين بازي وي پس از ماه آوريل محسوب مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:14  توسط عباس  | 

فريه‌را:نتوانستيم مقابل آرسنال دوام بياوريم

 

مانوئل فريه‌را، سرمربي پورتو اظهار داشت كه سرعت بازيكنان آرسنال توان هرگونه مقاومت را از آنها گرفته بود.

فريه را در پي شكست 2 بر صفر تيم خود برابر تفنگداران آرسنال در مصاحبه‌اي گفت: "آرسنال تيمي است كه مي تواند نتيجه بازي را به سرعت تغيير دهد. سرعت عمل بازيكنان اين تيم به قدري بالا بود كه حقيقتاً نتوانستيم بيش از اين از خود دفاع كنيم. به ويژه پس از گل دومي كه آنها زدند متوجه شدم كه كار به مراتب خيلي سخت‌تر شده است، بنابراين ترجيح داديم تا به روش خود بازي كنيم و اگر مي خواستيم بيش از اين مانع آنها شويم، نتيجه به مراتب بدتر مي‌شد."

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:11  توسط عباس  | 

غيبت 2 هفته‌اي گالاس

                   

آرسن ونگر مربي فرانسوي آرسنال معتقد است؛ مصدوميت جديد ويليام گالاس بازيكن تيمش مقابل پورتو غيبت دو هفته‌اي اين بازيكن از مسابقات را در پي خواهد داشت.

ونگر در مصاحبه‌اي در اين خصوص تاكيد كرد: آسيب ديدگي پيش آمده براي گالاس در جريان برگزاري مسابقات ليگ قهرماني اروپا به احتمال بسيار زياد وي را از حضور در تركيب تيم ملي فرانسه جهت شركت در مسابقات مقدماتي يورو 2008 نيز محروم خواهد كرد.
هنگامي كه اين خبر را به گالاس داديم او به شدت ناراحت شد و ما هم از اين مساله بسيار اندوهگين هستيم."

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:8  توسط عباس  | 

برنامه کامل رقابت هاي جام يوفا

                          

: برنامه کامل رقابت هاي فرداشب جام يوفا به شرح زير است:
- تيم هاي ميزبان ابتدا آورده شده اند.
- اعداد داخل پرانتز نتيجه بازي هاي رفت است
ستاره سرخ (صربستان) - ليبرس (پرتغال) (صفر – 2)
زولته وارگم (بلژيک) - لوکومتيو مسکو (روسيه) (يک – 2)
رابوتنيکي (مقدونيه) - باسل (سوئيس) (2 - 6)
ملادا بولسلاو تاکه (چک) - مارسي (فرانسه) (صفر - يک)
پاري سن ژرمن (فرانسه) - دري (ايرلند) (صفر - صفر)
بروندبي (دانمارک) - آينتراخت فرانکفورت (آلمان) (صفر - 4)
اسپانيول (اسپانيا) - آرتميدا (اسلواکي) (2 - 2)
نيوکاسل (انگلستان) - لواديا (استوني) (يک - صفر)
خرونينخن (هلند) - پارتيزان بلگراد (صربستان) (2 - 4)
لان (فرانسه) - آخناس (قبرس) (صفر - صفر)
زاپوريژا (اوکراين) - پاناتينايکوس (يونان) (يک - يک)
کلوب بروژ (بلژيک) - روزمبروک (اسلواکي) (يک - صفر)
هيرنووين (هلند) - ستوبال (پرتغال) (3 - صفر)
اوساسونا (اسپانيا) - ترابوزان اسپور (ترکيه) (2 - 2)
پارما (ايتاليا) - روبين (روسيه) (يک - صفر)
اوسر (فرانسه) - ديناموزاگرب (کرواسي) (2 - يک)
کيه وو (ايتاليا) - براگا (پرتغال) (صفر - 2)
نانسي (فرانسه) - شالکه (آلمان) (صفر - يک)
بايرلورکوزن (آلمان) - سيون (سوئيس) (صفر - صفر)
آژاکس (هلند) - استارت (نروژ) (5 - 2)
آستريا وين (اتريش) - لژيا (لهستان) (يک - يک)
رندرز (دانمارک) - فنرباغچه (ترکيه) (يک - 2)
فاينورد (هلند) - لوکو صوفبه (بلغارستان) (2 - 2)
سلتاويگو (اسپانيا) - استاندارد ليژ (بلژيک) (يک - صفر)
ناسيونال (پرتغال) - راپيد بخارست (روماني) (صفر - يک)
زسکا صوفيه (بلغارستان) - بشيکتاش (ترکيه) (صفر - 2)
پاشينگ (اتريش) - ليوورنو (ايتاليا) (صفر - 2)
بلکبرن (انگلستان) - سالزبورگ (اتريش) (2 - 2)
کايسراسپور (ترکيه) - آلکمار (هلند) (2 - 3)
تاتنهام (انگلستان) - اسلاويا پراگ (چک) (يک - صفر)
پالرمو (ايتاليا) - وستهام (انگلستان) (يک - صفر)
اسپارتاپراگ (چک) - هارتس (اسکاتلند) (2 - صفر)
گراس هاپرز (سوئيس) - آتويدابرگ (سوئد) (3 - صفر)
اودنسه (دانمارک) - هرتابرلين (آلمان) (2 - 2)
ايراکليس (يونان) - ويسلا (لهستان) (يک - صفر)
گلاسکو رنجرز (اسکاتلند) - مولده (نروژ) (صفر - صفر)
سويا (اسپانيا) - آتروميتس (يونان) (2 - يک)
دينامو بخارست (روماني) - زانتي (يونان) (4 - 3)
کرونا زوزدا (صربستان) - ليبرچ (چک) (صفر - 2)

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:1  توسط عباس  | 

كاپلو:رئال بهتر از اين خواهد شد

                                               

فابيو كاپلو سرمربي رئال مادريد پس از پيروزي پنج بر يك تيمش برابر دينامو كي يف اوكراين در مسابقات ليگ قهرمانان اروپا اظهار داشت که تيمش هنوز براي بهتر شدن فرصت دارد.

كاپلو با حضور در كنفرانس مطبوعاتي اين مسابقه تاكيد كرد: "در بعضي مناطق دچار ضعف‌هايي هستيم كه بايد به رفع آن بپردازيم. رئال هنوز براي بهتر شدن نيازمند فرصت است و مطمئناً طي بازي‌هاي آينده با از بين بردن نقاط ضعف خود به شايستگي‌هاي بيشتري دست خواهيم يافت.
اقرار مي‌كنم از ناحيه دفاع هم با كمبودهايي مواجه هستيم كه به آن نيز توجه خواهيم كرد."

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 1:57  توسط عباس  | 

نيستلروي:شب باورنکردني را سپري كردم

                

رود فان نيستلروي مهاجم هلندي رئال مادريد پس از به ثمر رساندن دو گل در ديدار تيمش برابر دينامو كي يف اوكراين اظهار داشت: "به ثمر رسيدن اين دو گل در شبي كه آغازش با تولد فرزندم همراه بود شيريني خاصي دارد."

نيستلروي در گفت و گو با شبكه تلويزيوني رئال مادريد تاكيد كرد: "يك روز غيرقابل باور را پشت سر گذاشتم. با وجود اينكه شب قبل از مسابقه را به هيچ وجه استراحت نكرده بودم، اما تصميم گرفتم به تيم بپيوندم و براي رئال بازي كنم."
مهاجم سي ساله هلندي رئال همچنين گفت: "خوشبختانه حضورم در تركيب رئال هم به نفع خودم و هم به نفع تيم تمام شد و من از اين بابت بسيار خوشحالم."

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 1:54  توسط عباس  | 

میشائل بالاک

میشائل بالاک (زاده ۲۶ سپتامبر ۱۹۷۶ در گورلیتز،آلمان شرقی) فوتبالیستی آلمانی است. او که معمولاً در پست هافبک وسط بازی می‌کند سابقه‌ی بازی در تیم‌هایی همچون کایزرسلاترن،بایر لورکوزن و بایرن مونیخ را دارد و از سال ۲۰۰۴ تا بحال کاپیتان تیم ملی آلمان نیز بوده است و از مهم‌ترین بازی‌کنان این کشور به شمار می‌آید. او در فصل بعدی (۲۰۰۶-۲۰۰۷) برای چلسی انگلستان به میدان خواهد رفت.

او سابقه‌ی نایب قهرمانی جهان با تیم آلمان در جام جهانی ۲۰۰۲ را دارد. او در این جام از بهترین پاسورها بود و بسیار درخشید و انتظار می‌رود در جام جهانی ۲۰۰۶ در آلمان از بازیکنان کلیدی آلمان باشد.

بالاک در همان ابتدای آغاز فوتبال حرفه‌ای در چمنیتز به تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان دعوت شد و در ۲۱ مارس ۱۹۹۶ در بازی مقابل دانمارک به میدان آمد. او نهایتا ۱۹ بازی برای آن تیم انجام داد و چهار گل به ثمر رساند. بعدها و با پیوستن او به کایزرسلاترن مربی وقت تیم ملی بزرگسالان، برتی فوگتس، بالاک را به تیم ملی دعوت کرد.

با این‌حال اولین بازی ملی او تا ۲۸ آوریل ۱۹۹۹ و زمان مربیگری اریش ریبک طول کشید. در آن روز بالاک مقابل اسکاتلند در دقیقه‌ی ۶۰ به جای دیتمار هامان به بازی آمد.

بالاک در یورو ۲۰۰۰ جز تیم آلمان بود که بسیار ضعیف نتیجه گرفت و در دول اول حذف شد. بالاک در کل این جام تنها ۶۳ دقیقه به میدان آمد.

او در مسابقات مقدماتی جام جهانی بسیار خوب ظاهر شد و در آخرین مرحله مقابل اکراین سه گل به ثمر رساند تا حضور آلمان در این جام تضمین شود.

بالاک در جام جهانی ۲۰۰۲ بسیار خوش درخشید و این مسابقات را می‌توان نقطه‌ی اوج فوتبال او دانست. او در این مسابقات در یک چهارم نهایی مقابل آمریکا و در نیمه نهایی مقابل کره‌ی جنوبی دروازه‌ی حریفان آلمان را گشود و تیمش را راهی فینال بازی‌ها کرد. در بازی مقابل کره‌ی جنوبی بالاک با یک تکل خطرناک یک خطر مسلم گلزنی را از کره‌ای‌ها گرفت و به همین علت کارت زردی دریافت کرد که او را از حضور در فینال بازداشت. با این حال بالاک در نایب‌قهرمانی آلمان نقش بسزایی داشت و از بهترین پاسورهای کل بازی‌ها بود.

پس از بازی‌های یورو ۲۰۰۴ یورگن کلینزمن به جای رودی فولر رهبری تیم را به دست گرفت و بالاک برای اولین بار به عنوان کاپیتان تیم ملی انتخاب شد.

بالاک در بازی‌های دوستانه‌ی آماده‌سازی برای جام جهانی ۲۰۰۶ نیز خوب ظاهر شد و در اواخر مارس ۲۰۰۶ گل چهارم را برای آلمان به ثمر رساند تا این تیم آمریکا را ۴-۱ مغلوب کند.

بالاک با ۶۰ بازی ملی، ۲۹ گل به ثمر رسانده است. او پیراهن شماره‌ی ۱۳ معروف تیم را به تن می‌کند یعنی همان پیراهنی که قبلا گرد مولر و فرانز بکن‌بائر به تن داشته‌اند.

باشگاهی

آغاز کار و چمنیتزر

میشائیل بالاک فوتبال را با تیم بی.س.ژ موتور کارل-مارکس-اشتادت آغاز کرد. والدینش او را در هفت سالگی به تمرین این تیم فرستادند و او در همان نگاه اول چشم مربی وقت، استفن هانیش، (که خود از بازی‌کنان دسته‌ی دوم آلمان شرقی بود) را گرفت. قابلیت بازی با دوپای بالاک از مهم‌ترین خاصیت‌های چشم‌گیر او بود.

بالاک آرام آرام به تیم اصلی راه یافت و در ۴ اکتبر ۱۹۸۳ به میدان آمد و در پیروزی دو بر یک تیمش مقابل موتور آسکونای کارل-مارکس-اشتادت شرکت داشت. بالاک مدام پیشرفت می‌کرد و مخصوصا به قابلیت گلزنی‌اش اضافه می‌شد. او در فصل سوم حضورش ۵۷ گل در ۱۶ بازی به ثمر رساند. او تنها ده سال داشت که به باشگاه بزرگ‌تری راه پیدا کرد. یعنی باشگاه کارل-مارکس-اشتادت که بعدها به چمنیتزر تغییر نام داد.

بالاک در تیم جدیدش تحت نظر مربیانی همچون یورگن هابربر و ابرهارد شوستر بود و به همراه این تیم به افتخاراتی نیز نایل آمد از جمله قهرمانی ایالت ساکسونی در ۱۹۹۱ و قهرمانی مسابقات زیر ۱۹ سال کل آلمان در ۱۹۹۴.

در ۱۹۹۵ بالاک برای اولین بار قراردادی امضا کرد و به خاطر قابلیت‌های خاصش به یاد بکن‌بائر به "قیصر کوچک" معروف شد. او در ۴ آگوست ۱۹۹۵ برای اولین بار در یک بازی حرفه‌ای بزرگسالان در اوبرلیگا(دسته‌ی دوم) مقابل لیپزیگ به میدان آمد اما چمنیتزر در این بازی ۲-۱ شکست خورد. در این فصل بالاک ۱۵ بار برای تیمش به میدان آمد اما چمنیتز نهایتا به دسته‌ی پایین‌تر سقوط کرد. با این حال این فصل برای بالاک فصل موفقی بود زیرا او در ۲۶ مارس ۱۹۹۶ در تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان به میدان آمد.

در فصل بعدی بالاک جز ترکیب ثابت چمنیتزر شد و در درخشش دوباره‌ی این تیم نقش داشت. او در تمام بازی‌ها به میدان آمد و ده گل به ثمر رساند. چمنیتزر نتوانست به دسته‌ی بالاتر برگردد اما در تابستان ۱۹۹۷ بالاک به کایزرسلاترنی پیوست که تازه به بوندسلیگا برگشته بود.

کایزرسلاترن

بازی‌های خوب بالاک در چمنیتزر و تیم ملی زیر ۲۱ سال مربی وقت کایزرسلاترن، اتو رهاگل، را بر آن داشت تا او را خریداری کند. کایزرسلاترن تازه به بوندسلیگا برگشته بود و این موقعیت خوبی برای بالاک بود.

در هفتمین بازی فصل در بازی دور از خانه مقابل کارلسروهه،‌رهاگل تصمیم گرفت بالاک جوان را برای اولین بار به میدان بفرستد و این اولین بازی وی در بوندسلیگا بود. گرچه او تنها در پنج دقیقه‌ی آخر بازی به میدان آمد. در ۲۸ مارس ۱۹۹۸ بالاک برای اولین بار در ترکیب ابتدایی تیم قرار گرفت. بازی مقابل بایر لورکوزرن بود و بالاک وظیفه‌ی مهار امرسون را به عهده داشت.

بالاک در این فصل جمعا ۱۶ بار برای تیم جدیدش به میدان آمد و نقشی هر چند کوچک در مقام بی‌نظیر کایزرسلاترن یعنی فتح بوندسلیگا بلافاصله پس از بالا آمدن از دسته‌ی پایین‌تر،‌بازی کرد. در فصل بعدی بالاک از بازیکنان اصلی تیم شد و در ۳۰ بازی به میدان آمد و چهار گل به ثمر رساند. کایزرسلاترن در آن فصل تا یک چهارم نهایی جام باشگاه‌های اروپا بالا رفت و در آن‌جا توسط بایرن مونیخ حذف شد.

در ۱ ژولای ۱۹۹۹ دو ماه بعد از اولین بازی بالاک در تیم ملی بزرگسالان، او در سن ۲۲ سالگی به بایر لورکوزن پیوست. هنوز یک سال از قرارداد او با کایزرسلاترن باقی مانده بود و به همین علت بایر لورکوزن مجبور به پرداخت ۸ میلیون مارک آلمان (نزدیک ۵ میلیون یورو) برای انتقال او شد.

بایر لورکوزن

بالاک در بایرلورکوزن به خوبی درخشید. این آغاز درخشش جدی او بود. مربیان او در این تیم کریستوفر دام و کلاس تاپ‌مولر بودند. او در این تیم هافبک تهاجمی بود و جلوی کارستن راملو بازی می‌کرد.

او جمعا سه فصل برای لورکوزن بازی کرد و ۲۷ گل در بوندسلیگا و ۹ گل در اروپا به ثمر رساند.

در سال ۲۰۰۰ لورکوزن تنها به یک تساوی مقابل اونترهاخینگ نیاز داشت تا برای اولین بار در تاریخ فاتح بوندسلیگا شود اما با گل به خودی بالاک، آن‌ها شکست خوردند تا باز هم بایرن مونیخ قهرمان شود.

با این حال بالاک در بایر لورکوزن به یکی از بهترین هافبک‌های اروپا بدل شد. آخرین فصل او در لورکوزن فصل ۲۰۰۱/۰۲ بود که فصلی به یاد ماندنی به شمار می‌آید. او در این سال با لورکوزن مقام نایب قهرمانی بوندسلیگا، جام باشگاه‌های اروپا و جام حذفی آلمان را کسب کرد. چهار تا از بازیکنان لورکوزن در آن سال در تیم ملی آلمان بودند و نایب قهرمان جهان شدند. بالاک در آخرین فصل خود ۱۷ گل به ثمر رساند و بازی‌های خوبش باعث شد به عنوان بازیکن سال آلمان انتخاب شود.

بایرن مونیخ

در سال ۲۰۰۲ بالاک با قراردادی به ارزش نزدیک ۱۳ میلیون یورو به بایرن مونیخ پیوست. بایرن مونیخ با سیستمی دفاعی تر بازی می‌کرد و بالاک باید با آن تطبیق می‌یافت اما بهرحال او در فصل اول ده گل در قهرمانی بایرن مونیخ در بوندسلیگا به ثمر رساند. همچنین در فینال جام حذفی آلمان به میدان آمد و دو گل به کایزرسلاترن زد تا بایرن ۳-۱ پیروز شود و به قهرمانی برسد.

در سال بعد بالاک بازهم درخشید و با مربی جدید، فلیکس ماگات، نیز رابطه‌ی خوبی داشت.

بالاک جمعا چهار فصل برای بایرنی‌ها بازی کرد و سه بار قهرمان بوندسلیگا و دوبار قهرمان جام حذفی شد و جمعا در ۱۳۵ بازی به میدان آمد و ۴۷ گل به ثمر رساند. این مجموع گل‌های داخلی بالاک از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ را به ۶۱ می‌رساند.

عدم وفاداری به بایرن و ابراز علاقه به باشگاه‌های بزرگ‌تر باعث انتقادهایی به او شد و بکن‌بائر و کارل هاینس رومینیگه از او گله کردند و در آخرین بازی‌اش برای بایرن توسط هواداران هو شد.

چلسی

بالاک در فصل آخر خود در بایرن از منچستر یونایتد،‌چلسی، رئال مادرید و‌ آث میلان پیشنهادهایی دریافت کرد و نهایتا در ۱۵ می ۲۰۰۶ با استفاده از قانون بوسمن با قراردادی سه ساله به چلسی پیوست.

مربی او در چلسی خوزه مورینیو خواهد بود و او در کنار کسانی چون فرانک لمپارد در میانه‌ی میدان بازی خواهد کرد.

مورینیو در باره‌ی او گفته است: "برای من او از بهترین بازیکنان جهان است. بسیار باهوش است،‌ از نظر تاکتیکی بسیار قوی است و گل‌های بسیاری به ثمر می‌رساند. برای من در اروپا تنها فرانک لمپارد در این سطح بازی می‌کند. این دو زوجی رویایی را تشکیل خواهند داد."

زندگی شخصی

بالاک ۱۸۹ سانت قد و ۸۰ کیلو وزن دارد. او با دوست دخترش، سیمونه، زندگی می‌کند و از او صاحب سه فرزند به نام‌های لوئیس، امیلیو و جوردی شده است.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 5:32  توسط محمد  | 

رائول تاریخ تکرار نشدنی رئال مادرید

رائول حالا به تاریخ فوتبال اسپانیا پیوسته است. گلزن نامدار لیگ قهرمانان، دارای همسری خوب و مهربان و حساب بانكی ای نجومی، پس چرا او تا این حد زندگی را دشوار میبیند؟

رائول گونزالس (Raul Gonzalez) از مشهورترین مردان قهرمان و ورزشكار در جهان است. او گلهای فراوانی در لیگ قهرمانان به ثمر رسانده و سه بار جام پر افتخار آن را بر بالای سر خود گرفته است. او در اسپانیا از شهرت فراوانی برخوردار است. زمانی كه سر آلكس فرگوسن (Sir Alex Ferguson) او را بهترین بازیكن دنیا نامید، خیلی ها در مورد اهانتها و تهمت های عجیب و غریبی که به او نسبت داده میشد، سكوت اختیار كردند.

او خیلی جدی كار می كند و در سختی ها همواره می خندد. در رئال مادرید یك بازیكن ثابت و حیاتی است. او از 17 سالگی به یكباره در دنیای فوتبال شناخته شده و همگان بازی پا به توپ او را تحسین كردند.
فلورنتینو پرز هر سال یك ستاره بزرگ خریداری می كند اما كدام ستاره پس از این همه سال، جای رائول را در قلب هواداران رئال مادرید و اسپانیا گرفته است؟

هرچند زیاد در محافل خبری و ورزشی حاضر نمی شود و دوست ندارد زیاد مصاحبه كند و از حاشیه متنفر است، اما معتقد است: "احتیاجی به توجه سایرین ندارم. دوستان من مرا به خاطر خودم دوست دارند، نه به خاطر شهرت، ثروت و قیافه!!"

او خیلی ساكت است، بسیار مؤدب است، تانگوی او همان قدر زیباست كه حركات پا به توپش. اما برخلاف این همه روحیه مثبت همراه با خنده و شادی كه از او شنیده بودم، وقتی وارد دفتر مجله 4-4-2 شد خیلی غمگین به نظر رسید. از او پرسیده شد كه آیا مشکلی برایت پیش آمده؟ ولی او فقط سكوت كرد. و كمی خندید.

ستاره ای که با همه فرق دارد
او همانطور كه توپ را كنترل می كند، زبانش را نیز كنترل می كند. بسیار منطقی و ساكت است. در زمین لاس روساس كه رئال مادرید از فدراسیون فوتبال اسپانیا اجاره كرده است، همیشه آخرین نفری است كه از زمین خارج می شود و در حالی كه سایر بازیكنان با بی. ام. و. های خود به سرعت و با سر و صدا از میان جمعیت عبور می كنند، او صبر می كند تا هیجانها فروكش كند و سپس از درهای زرد پشتی زمین تمرین به آرامی و غرق در سكوت از آنجا خارج می شود.

رائول با همه فرق دارد. وقتی می خواهم از كارلوس بنویسم می روم به سراغ صحرای افریقا؟ یا نه...سر بدون موی او و یا داندانهای جالبش، درباره رونالدو از چیزهایی مثل هویج یا زانوی شكسته یا مردی كه ماهی یك بار زنش را طلاق می دهد، درباره زیدان، خروسی كه گاهی عصبی می شود، درباره بكهام، هواپیمای جتی كه او را در عرض سه ثانیه به كره ماه می رساند تا به همه ثابت شود او ثروتمندترین است، اما راستش را بخواهید نمی دانم كه باید درباره رائول چه بنویسیم!

او دوست ندارد فیلم بازی كند یا در برنامه های تبلیغاتی شركت داشته باشد. وقتی از او می پرسم كه دوست داری اوقات گرانبهایت را چگونه بگذرانی تا شاید سوژه ای به دستم بیاید او می گوید: "دوست دارم پهلوی گرانبهاترین موجود دنیا یعنی همسر زیبایم نشسته باشم و با او صحبت كنم. دیگر هیچ چیزی نمی خواهم"...خوب، با این همه احساسات كه نمی شود حاشیه نویسی کرد! سعی می كنم با ترفند های ژورنالیستی او را تحت فشار قرار دهم تا شاید بشود مصاحبه را جنجالی كرد! اما سكوت او ربطی به مظلومیت او ندارد و خیلی هم روانشناسی می داند و اجازه نمی دهد كسی او را تحت فشار قرار دهد.

یك شلوار جین پوشیده است كه رنگ آن تازه در اسپانیا و مخصوصاً مادرید مد روز شده است و نشان می دهد كه رائول به مد هم خیلی اهمیت می دهد.

چیزی شبیه بیوگرافی

او در سال 1977 ماه ژوئن در شهر مادرید به دنیا آمده است. ستاره رئال از آتلتیكو مادرید شروع كرد و خسوس خیل تا زمانی كه ریاست آن باشگاه را به عهده داشت، رائول را در تیم جوانان آتلتیكو تمرین میداد.

او به همراه خانواده اش در سن 15 سالگی مجبور شد به خاطر شغل پدرش به كاستیانا نقل مكان كند. شخصا" در این باره می گوید: "خیلی شانس آوردم. سفر به كاستیانا باعث شد از آتلتیكوی فاصله بگیرم و به رئال مادرید پناه بیاورم. جایی كه خانه اول و آخرم شد و برای همیشه آرامش خود را یافتم."

خانواده رائول هنوز هم از هواداران رسمی و بزرگ آتلتیكو مادرید هستند و در بازیهای بزرگ مادرید، آنها با وجود بازی رائول در رئال، هواداران آتلتیكومادرید هستند.

رائول در اولین دیدار مادرید و آتلتیكو در خط حمله مادرید، پیروزی 4 بر 3 رئال را تجربه كرد. او در آن دیدار سه گل زد! و خب سران رئال مادرید را شگفت زده ساخت. رائول از 17 سالگی وارد رئال مادرید شد و اكنون فرزند رئال مادرید لقب گرفته است.
والدانو كه اكنون مدیر فنی یا مدیر بخش ورزشی رئال مادرید است، درباره رائول می گوید: "با دیدن او و اشتیاقش برای بازی فوتبال به یاد جوانان مشتاق آرژانتینی می افتادم. او عالی كار می كرد و من در تمام بازی ها به او میدان می دادم تا روز به روز پیشرفت كند. آینده روشن و پر فروغ او را از همان سال ها در مقابل چشمانم به وضوح می دیدم".

والدانو ادامه داد: "من گاهی او را در ترکیب نمیگذاشتم و او بسیار عصبی و دلگیر می شد. بعدش نزد من می آمد و می گفت كه اگر می خواهی پیروز شوی مرا وارد زمین كن. من هم می دانستم كه راست می گوید چون به محض ورود به زمین حریف را آنچنان گیج می كرد كه اگر خودش در عرض 60 دقیقه گل نمی زد، لااقل باعث گلزنی هم تیم هایش می شد اما برای اینكه نتواند به من دستور بدهد گاهی حرف او را علیرغم شكست تیم گوش نمی كردم. چون باید احترام به مربی را یاد می گرفت".

رائول در این باره می گوید: "این رفتار كودكانه ام را نمی توانستم عوض كنم. هر كسی ذات خود را دارد. در فوتبال نقش من گل زدن بود و والدانو هم این می دانست. بله قبول دارم من در نوجوانی گاهی خیلی عصبی می شدم و حتی یادم می آید كه چند بار در عالم كودكی خود با والدانو جنگ لفظی هم داشتم".

رائول 17 ساله در آن زمان كسانی مثل لادروپ، ردوندو، ، هیه روی جوان! ... و خیلی از بزرگان را ملاقات كرد. او در لالیگا یك گلزن تمام عیار بود تا اینكه با زدن بیش از 200 گل به رائول بزرگ و ستاره تبدیل شد. رائول درباره ورود فلورنتینو پرز به باشگاه رئال مادرید گفت: "وقتی پرز وارد باشگاه شد، خیلی از چیزها عوض شد. مخصوصاً وضعیت اقتصادی باشگاه كه به مراتب بهتر شد! به محض ورود او، رئال مادرید یك تور بزرگ آسیایی را برای نخستین بار تجربه كرد. ما در آن سفر پول زیادی به جیب زدیم و بازیكنان كم كم متوجه شدند كه جدا از حقوقشان از راه های فراوانی می توانند ثروتمند شوند."
ادامه دارد ...

نقل قولها برگرفته از مقالاتی از روزنامه های AS و مجله Four Four Two می باشند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 5:4  توسط محمد  | 

غيبت رونالدينيو و دكو در تمرين بارسا

                            

بازيكنان بارسلونا پس از بازي مقابل والنسيا كه به رغم تساوي يك بر يك دو تيم صدرنشيني اين تيم در رقابت هاي ليگ برتر اسپانيا را در پي داشت مجدداً تمرينات خود را از سر گرفتند.

نكته قابل توجه در اولين جلسه تمريني كاتالان ها، غيبت رونالدينيو ستاره برزيلي بارسا و دكو ديگر هم تيمي پرتغالي وي از اين تمرين به علت خستگي و كوفتگي ناشي از برخي ضربات وارد آمده از سوي بازيكنان والنسيا به اين دو بازيكن بود.
البته ناگفته نماند آسيب ديدگي‌هاي جزئي رونالدينيو و دكو مانع از سفر آنها به آلمان به همراه بارسا به منظور رويارويي با وردربرمن در چارچوب مسابقات ليگ قهرمانان اروپا نخواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 0:52  توسط عباس  | 

مورينيو:جايگاه شوچنكو محفوظ است

                                

خوزه مورينيو، سرمربي چلسي معتقد است كه به رغم عملكرد ضعيف آندري شوچنكو در اين فصل هيچ تهديدي متوجه جايگاه وي نخواهد بود.
آندري شوچنكو، مهاجم 29 ساله چلسي كه با قراردادي معادل 30 ميليون پوند از باشگاه ميلان به استمفوردبريج آمده از آغاز فصل جديد تاكنون تنها موفق به زدن يك گل شده است. با اين حال وي از موفقيت خود در ديدار روز چهارشنبه ليگ قهرمانان، برابر لفسكي بلغارستان اطمينان داد.
مورينيو نيز با حمايت از شوچنكو در مصاحبه‌اي اظهار داشت: "به شوا اطمينان دادم و مي‌دانم كه به زودي شاهد گلزني‌هاي او خواهيم بود و البته چنين نيست كه اگر او گل نزد بايد منتظر مجازاتي سخت باشد، بلكه باز هم در تيم حضور خواهد داشت چون شوچنكو بازيكني است در سطح جهان كه لزومي به اثبات توانايي‌هاي خود ندارد و حتي اگر يك، دو يا سه ماه هم شاهد هيچ گلي از اين بازيكن نباشيم بازهم او يكي از بهترين مهاجمان جهان خواهد بود."

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 0:39  توسط عباس  | 

بالاخره پاي سيلوا قطع شد

                                                

پزشكان سرانجام مجبور شدند پاي مصدوم داريو سيلوا مهاجم اسبق تيم ملي اروگوئه‌ را كه به علت تصادف به كما رفته بود، قطع كنند.

ايپنا؛ داريو سيلواي سي و سه ساله كه روز يكشنبه تصادف سختي داشت، پاي راستش را كه در اين حادثه به شدت آسيب ديده به تيغ جراحان سپرد تا آن را قطع کنند.
دوريس پرايرا مادر سيلوا كه سال‌ها در تيم‌هايي چون مايوركا، مالاگا، سويا و پورتسموث بازي كرده از اين اتفاق سخت متاثر است به خبرنگاران گفت: "پزشك معالجش با ما صحبت كرد و گفت كه قطع پايش ضروري است و چاره‌ ديگري وجود ندارد. در غير اين صورت سلامت خودش به خطر مي‌افتد. ما هم قبول كرديم. اگرچه خيلي دردناك است كه پايي را كه سال‌ها دل فوتبالدوستان را شاد مي‌کرده، از دست بدهد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 0:32  توسط عباس  | 

تري به تركيب چلسي بازگشت

                              

جان تري كاپيتان ملي پوش و آسيب ديده تيم فوتبال چلسي ضمن همراهي بازيكنان اين تيم در سفر به بلغارستان در تمرينات گروهي تيمش حضور يافت.
به رغم انتشار برخي اخبار طي چند روز گذشته مبني بر غيبت جان تري در تركيب تيم فوتبال چلسي در بازي آينده‌اش برابر لفسكي صوفيه بلغارستان اين بازيكن ضمن همراهي بازيكنان چلسي در سفر به اين کشور در تمرينات گروهي آبي هاي لندن نيز حضور يافت.
جان تري در مصاحبه‌اي بهبود و بازگشت سريع خود به مسابقات را مديون زحمات پزشكان با تجربه چلسي دانست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 0:25  توسط عباس  | 

وحيد هاشميان:نمي‌ توان سريع با تفکرات مربي جديد هماهنگ شد

                                    

گفت‌وگو با بازيکني که نزديک به 9 سال در يکي از معتبرترين ليگ‌هاي اروپايي بازي کرده و تجربه کار کردن با مربيان صاحبنام تيم‌هاي هامبورگ، بوخوم، بايرن مونيخ و هانوفر را دارد کار آساني نخواهد بود و بايد همانند وي نگاه فني به فوتبال داشت.

وي در هر زماني که تيم‌ملي به وجودش نياز داشته همانند يک سرباز انجام وظيفه کرده و در مواقع حساس گل‌هاي حياتي را براي ايران به ثمر رسانده است.
اخیرا مصاحبه ای با اون انجام شده :

هانوفر فصل جديد بوندس‌ليگا را خوب آغاز نکرده است ولي هرچه که از شروع رقابت‌ها مي‌گذرد، به نتايج بهتري دست پيدا مي‌کند؟
تمام اين ناکامي‌ها به بدنسازي فشرده و سختي برمي‌گردد که هانوفر در ابتداي فصل پشت سر گذاشته و انجام ديدارهاي تدارکاتي پيش از فصل رمقي را براي شروع قدرتمند در بوندس‌ليگا باقي نگذاشت.
پس با اين تفاسير خستگي پيش از شروع ليگ را دليل اصلي عدم نتيجه‌گيري مطلوب هانوفر مي‌داني؟
تا حدود زيادي بله، منتهاي مراتب دلايل ديگري هم مثل رفتن پيتر نوي‌روور، سرمربي هانوفر هم در به‌دست آمدن اين نتايج بي‌تأثير نبود.
يعني مسؤولان باشگاه هانوفر در صورت عدم نتيجه‌گيري هم بايد پيتر نوي‌روور را حفظ مي‌کردند؟
سياست کلي هانوفر را مديرانش مشخص مي‌کنند. من به‌عنوان يک بازيکن نمي‌توانم در اين مورد نظري بدهم ولي اگر تغييرات در کادرفني پيش از شروع ليگ صورت گيرد کمتر تيمي در نتيجه‌گيري دچار نوسان مي‌شود.
با سرمربي جديد هانوفر هيکينگ چطور کنار آمده اي و آيا توانسته‌اي انتظاراتش را برآورده کني؟
هنوز در ابتداي رقابت‌هاي ليگ هستيم و نمي‌ توان سريع با تفکرات مربي هماهنگ شد، ولي در طول دو ديدار اخير هانوفر عملکرد قابل قبولي داشته‌ام و هيکينگ از من راضي بود.
هيکينگ و پيتر نوي‌روور از لحاظ تفکرات تاکتيکي و تفکرات هجومي چه تفاوت‌هايي را با يکديگر دارند؟
پيتر نوي‌روور بيشتر اصرار به انجام کارهاي هجومي داشت و هميشه تاکتيک تيم را به اين اصل استوار مي‌کرد،‌ اما هيکينگ روي منسجم‌شدن ساختار دفاعي تأکيد دارد و مي‌گويد اگر دفاع کردن را خوب انجام بدهيم موفق‌تر خواهيم بود.
در هفته بعد بوندس‌ليگا هانوفر بايد مقابل بوروسيادورتموند حاضر شود؛ براي اين ديدار چه برنامه‌اي را در دستور کار داريد؟
دورتموند جزو معدود تيم‌هايي است که در خانه و خارج از آن خوب نتيجه مي‌گيرد و از ساختار تاکتيکي منسجمي برخوردار است، بازيکنان هانوفر به تمام ديدارهاي خود اميدوارانه نگاه مي‌کنند و براي به‌دست آوردن سه امتياز در ميدان حاضر مي‌‌شوند.
چه آينده‌اي را براي هانوفر در ليگ فصل جديد بوندس‌ليگا مي‌تواني پيش‌بيني کني؟
تيم‌هاي حاضر در بوندس‌ليگا تنها پنج هفته از اين رقابت‌ها را پشت سر گذاشته‌اند و مدعياني همچون هامبورگ، وولفسبورگ در انتهاي جدول هستند و نتوانسته‌اند جايگاه اصلي خود را پيدا کنند. پس بنابراين در اين باره نمي‌شود قضاوت کرد.

بسياري از بازيکنان حاضر در ليگ امارات بر اين عقيده هستند که عدم تحمل دوري از خانواده باعث شده در ليگ اين کشور بازي کنند و نتوانند در کشورهاي اروپايي حاضر شوند، براي خود ما هم جاي سؤال دارد که بازيکني همچون وحيد هاشميان چطور توانسته 7 سال دروي از خانواده‌اش را تحمل کند و در اروپا طاقت‌ بياورد؟
دوستان من بدانند غم دوري از خانواده واقعي را در اروپا مي‌شود احساس کرد نه جايي مثل امارات، زيرا که با ايراني‌هاي کمتري برخورد مي‌کنند و بايد براي پيشرفت کردن و رسيدن به هدف از خيلي منافع و راحتي‌هاي خود چشم‌پوشي کنيد. اگر به فوتبال امارات قدري واقع‌بينانه‌تر نگاه کنيد متوجه مي شويد که ايراني‌هاي مقيم اين کشور نمي‌گذارند غم غربت احساس شود و فضاي زندگي در ايران را فراهم مي‌کنند. من هم به لحاظ ترسيم هدفي که براي خودم داشتم با اين شرايط کنار آمدم و مطمئن هستم كه به نتيجه دلخواهم مي‌رسم.
تيم‌ملي قرار است در مهرماه به کشور اردن سفر کند و در تورنمنت LG شرکت کند؛ آيا براي اين رقابت‌ها مي‌تواني به کمک تيم‌ملي بيايي؟
بستگي به شرايط هانوفر دارد، زيرا بازيهاي بوندس‌ليگا به صورت فشرده برگزار مي‌شود و تيم‌هاي اروپايي براي اين قبيل رقابت‌ها کمتر به بازيکنان خود اجازه حاضر شدن در بازيهاي ملي را مي‌دهند.
ديدار با چين‌تايپه که آخرين ديدار خارج از خانه تيم‌ملي قلمداد مي‌شود را هم از دست خواهي داد؟
بايد در رابطه با اين بازي که در تقويم ساليانه کنفدراسيون فوتبال آسيا گنجانده شده است  با قلعه‌نوعي، سرمربي تيم برنامه‌هايم را چک کنم و در صورت صلاحديد در اين ديدار حاضر شوم.

با وجود 8 امتيازي بودن ايران در گروه D آيا مي‌توانيم بدون هيچ اما و اگري به دور بعدي رقابت‌ها صعود کنيم؟
هيچ چيزي در فوتبال قابل پيش‌بيني نيست و نمي‌شود با اطمينان از مسئله اي صحبتي به ميان آورد، اما ايران براي صعود به همراه کره‌جنوبي شرايط مساعدتري دارد و نيمي از راه‌ را طي کرده است.

گفتگو : سيد مسعود غياثيان

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 0:17  توسط عباس  | 

فرگوسن خواهان جذب ماكه له‌له

                                              

سرالكس فرگوسن، سرمربي منچستريونايتد علاقه مندي خود مبني بر عقد قرارداد با کلود ماكه ‌له‌له ستاره تيم فوتبال چلسي را ابراز داشت

به نقل از روزنامه ديلي اكسپرس، فرگوسن طي يك ميهماني كه در يك مؤسسه خيريه برگزار شد، در مصاحبه‌اي اظهار داشت كه عقد قرارداد با ماكه ‌له‌له نهايت آرزوي او است.
وي در پاسخ به اين سوال كه در فصل نقل و انتقالات زمستاني بيشتر در پي خريد كدام يك از بازيكنان است، گفت: "ماكه‌ له‌له و اوون هارگريوز".

گفتني است، كلود ماكه له‌له، هافبك با تجربه فرانسوي كه از رئال مادريد به چلسي پيوسته است، با وجودي‌كه در آستانه سن 33 سالگي قرار دارد، به عنوان بهترين هافبك جهان شناخته شده و گزينه مورد علاقه بسياري از باشگاه‌هاي نامدار فوتبال، از جمله منچستريونايتد است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 2:15  توسط عباس  | 

با حضور 31 بازيكن در كمپ تيم‌هاي ملي فوتبال:آغاز دور جديد تمرينات تيم ملي اميد

                                       

دور جديد تمرينات تيم ملي اميد از بعدازظهر امروز با شركت 31 بازيكن در كمپ تيم‌هاي ملي فوتبال آغاز خواهد شد.

بازيكنان تيم ملي اميد دور جديد تمرينات خود را زير نظر رنه سيموئز و دستيارانش از بعدازظهر امروز در كمپ تيم‌هاي ملي فوتبال آغاز مي كنند.
گفتني است  كه 31 بازيكن دعوت شده به اردو خود را براي دو ديدار  دوستانه با تيم ملي المپيك چين كه قرار است اواسط مهرماه برگزار شود آماده مي‌كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 1:53  توسط عباس  | 

حسين کعبي:فوتبال امارات از هر حيث نسبت به ايران حرفه‌اي‌تر است

                                        

مدافع ريزنقش و سرعتي تيم‌ملي که در جام‌جهاني آلمان آن صحنه عجيب را به وجود آورد و با استوک کتاني‌هاي خود روي صورت لوئيس فيگو، هافبک صاحب نام تيم‌ملي پرتغال کوبيد، اين روزها سخت‌ در تکاپوي رقابت‌هاي ليگ امارات قرار گرفته است و با تيم الامارات شروع خوبي در هفته اول داشت.

گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران : گفت‌وگويي را با حسين کعبي، بازيکن حال حاضر تيم الامارات انجام داده که اهم آن را در زير مي‌خوانيد.
وضعيت تيم الامارت که به همراه غلامرضا عنايتي در آن عضويت داري، در اين فصل چگونه است؟
در هفته اول رقابت‌ها توانستيم با دو گل مقابل حريفمان به پيروزي دست پيدا کنيم و براي رويارويي با الوصل تيمي که فرهاد مجيدي در گذشته براي آنها بازي کرده، از روحيه بهتري برخوردار باشيم.
ولي در اکثر مصاحبه‌هايت به همراه عنايتي گفته بوديد بايد جور مهاجمان الامارات را بکشيد و گلزني کنيد؟
باز هم به همين عقيده استوار هستم، زيرا که اغلب بازيکنان الامارات به کارهاي دفاعي پرداخته‌اند و تقريباً با کارهاي هجومي ميانه خوبي ندارند.
چرا پيش از پيوستن به اين تيم در مورد وضعيت تاکتيکي و بازيکنان آن خوب تحقيق نکردي؟
پس از جام جهاني فوتبال پيشنهاداتي را داشتم که به دليل ناسازگاري با غربت و دوري از خانواده‌ام ترجيح دادم در امارات بازي کنم و قيد پيشنهادات اروپايي خود را از سر بيرون کنم.
با آب و هواي امارات مي‌تواني کنار بيايي و سازگاري داشته باشي؟
باور کنيد در بازي اول الامارات به مربي تيم اشاره کردم تا مرا تعويض کند؛ چون گرماي فوق‌العاده شديدي در امارات وجود دارد که با اهواز محل سکونتم قابل قياس نيست.

در الامارات بيشتر دوست داري همانند تيم‌ملي در خط دفاعي بازي کني يا تغيير پست بدهي؟
در همين چند بازي تدارکاتي و تک بازي ليگ امارات در فصل جديد، سرمربي الامارات از من به‌عنوان آچار فرانسه تيم استفاده کرده است و در هر جايي که تيم مشکل دارد، مي‌خواهد با وجود من آن را حل کند.
يعني حسين کعبي قابليت بازي در پستي به غير از دفاع را دارد؟
بله، پست تخصصي من هافبک نفوذي است، درست در همان جايي که ايمان مبعلي بازي مي‌کند ولي بنابر تشخيص مربيان در خط دفاعي هم از من استفاده مي‌شود.
فکر نمي‌کني اغلب بازيکنان ايراني بيشتر جنبه مالي ليگ امارات را در نظر مي‌گيرند و از بازي کردن در اروپا به بهانه‌هاي مختلف طفره مي‌روند؟
هر کسي کار مي‌کند تا بتواند خرج زندگي‌اش را به‌دست آورد و ما فوتباليست‌ها هم از اين قاعده مستثني نيستيم ولي قبول کنيد مديران اماراتي نگاه حرفه‌اي‌تري به فوتبال دارند و از هر حيثي نسبت به ليگ ايران برتري وجود دارد.
يعني آنها از لحاظ پيشرفت در فوتبال نسبت به ايران برتر هستند؟
نه از هر لحاظ، ولي ليگي دارند که در موعد مقرر شروع و طبق تايم برنامه‌ريزي‌شده تمام مي‌شود و تمام تيم‌هاي شرکت‌کننده استاديوم اختصاصي دارند. اما ليگ ايران هنوز از حداقل امکانات حرفه‌اي‌شدن بي‌بهره است.
پس چرا بازيکناني مثل مهدي مهدوي‌کيا و وحيد هاشميان براي پيشرفت خود از ليگ امارات شروع نکرده‌اند و مستقيم در ليگ‌هاي اروپايي بازي کردند؟
قضيه من با اين دو بازيکن که نام برديد فرق دارد. زيرا خانواده‌هاي آنها در کنارشان هستند و کمتر احساس غربت مي‌کنند. اين را هم اضافه کنم دوست خوبم علي کريمي به من سفارش کرده براي بازي در تيم‌هاي اروپايي عجله‌اي نداشته باشم و پس از شروع در ليگ امارات پله‌هاي ترقي را تک تک طي کنم.
تا چه زماني قصد داري در الامارات يا هر تيم ديگري در فوتبال امارات باقي بماني؟
بستگي به شرايط ليگ امارات و خانواده‌ام دارد. اگر قصد ادامه فوتبال در اروپا را داشتم پس از مدتي حضور در ليگ امارات به اروپا مي‌روم و بازي در تيم‌هاي بزرگ جهان را تجربه مي‌کنم ولي اگر خواستم در ايران توپ بزنم پرسپوليس را برمي‌گزينم.
يعني تعصب و دوست داشتن پرسپوليس حتي از بازي در فولاد هم فراتر رفته است؟
نه به اندازه فولاد، زيرا که هيچ وقت نمي‌توانم تلاش‌هاي مديريت و بازيکنان اين تيم را در رسيدن به تيم‌ملي فراموش کنم ولي در ميان تيم‌هاي تهراني پرسپوليس را بيشتر مي‌پسندم و مي‌توانم با شرايط آنها کنار بيايم.
ولي کعبي در ابتداي جام‌جهاني به دليل پيشنهاد مالي سنگين، انصاري‌فرد را از به خدمت گرفتنش پيشيمان کرده بود؟
ايشان هر پيشنهادي که من دادم را قبول کردند و هيچ حرفي نزدند ولي پيشنهاد الاماراتي‌ها برايم بهتر بود و مي‌توانستم تجربه لژيونرشدن را پيدا کنم.
همين پرسپوليس با دنيزلي هم نتوانست از پس سپاهان برآيد و در جام‌حذفي قهرمان شود.
در فوتبال قانون اين است که اگر گل نزني، گل مي‌خوري و پرسپوليس در مجموع دو ديدار رفت و برگشت فرصت‌هاي زيادي را براي گلزني از دست داده بود.
فکر نمي‌کني پرسپوليس در زمان آري‌هان به مراتب بهتر از حالا بازي مي‌کرد؟
بله ولي دنيزلي هم با شرايط فوتبال ما آشناست و با اندکي فرصت مي‌تواند شايستگي‌هاي خود را براي مربيگري در پرسپوليس نشان بدهد.
در ايران علاقه‌مندان به فوتبال بيشتر نتيجه‌گرا هستند تا آينده‌نگر و هواداران پرسپوليس در صورت عدم کسب موفقيت دنيزلي خواهان رفتن او مي‌شوند؟
درست مانند فوتبال امارات، که مردم طاقت باخت را ندارند و پس از چندين ناکامي عذر مربي تيمشان را مي‌خواهند. به نظر من دنيزلي و مورينيو جزو بهترين مربيان دنياي فوتبال هستند و مي‌توانند از کوچک‌ترين تيم يک قدرت مطلق بسازند.

رقابت‌هاي ليگ 85 را دنبال مي‌کني؟
فقط يک بازي از هفته اول ليگ را که در خانه عنايتي بودم ديدم و ابومسلم توانست به سختي از سد پرسپوليس گذر کند.
ليگ 85 با زماني که خودت در ايران بازي مي‌کردي، چه تفاوت‌هايي داشته است؟
استقلال اهواز با وجود ميرزاپور، بداوي و فضلي توانسته به همراه يکي، دو تيم ديگر خود را به‌عنوان مدعيان اصلي قهرماني معرفي کند و اين نشانگر اين مسئله است که تا هفته پاياني ليگ چهره قهرمان مشخص نخواهد شد.
فولاد در سه هفته ابتدايي ليگ نتوانسته آن طور که بايد نتيجه بگيرد.
بله، در جريان هستم. چون بيشتر بازيکنان مطرح اين تيم جدا شده‌اند و فولاد با يک کادرفني مجرب و عده‌اي جوان جوياي نام در ليگ 85 ظاهر شده و براي نتيجه  گرفتن نياز به زمان خواهند داشت.
آيا براي ديدار با چين‌تايپه مي‌تواني تيم‌ملي را همراهي کني؟
بله، طبق قانون فيفا مي‌توانم 72 ساعت پيش از رقابت‌هاي رسمي در تمرينات تيم‌ملي شرکت کنم.
تيم‌ملي مي‌تواند به‌عنوان يکي از مدعيان به دور نهايي جام ملتهاي آسيا راه پيدا کند؟
اگر از دو ديدار آتي خود بتوانيم تنها دو امتياز به‌دست آوريم، مطمئن باشيد به‌عنوان تيم اول صعود خواهيم کرد.
اگر در تيم‌ملي کمتر به ميدان بروي ناراحت نمي‌شوي؟
بازي در تيم‌ملي براي هر بازيکني افتخار است که من هم عاشق آن هستم و هر زماني که کادرفني صلاح بداند از جان و دل براي تيم‌ملي کشورم بازي مي‌کنم و مايه مي‌گذارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 1:39  توسط عباس  | 

او دربي محلي را دوست دارد

      

جدال ماه مارس گذشته برابر فولام در كارون كاتيج مانند يك دمل چركي در شست پا، اعضاي تيم فوتبال چلسي را به شدت آزار مي‌دهد‌.
به همين دليل ديديه دروگبا، مهاجم ساحل عاجي چلسي و ديگر هم تيمي‌هايش عزم خود را جزم كرده‌اند تا انتقام اين شكست تلخ را از فولامي‌‌ها بگيرند‌.
دربي فصل گذشته تنها به منزله آخرين ناكامي چلسي در ليگ برتر 2005 آن هم قبل از كسب عنوان نخست ليگ برابر منچستريونايتد در 6 هفته بعد تلقي نمي‌شود‌.
اين شكست همچنين تنها باخت آنها از مجموع 5 بازي تحت مربيگري خوزه مورينيو برابر سرسخت‌ترين رقباي محلي آبي‌پوشان به شمار مي‌رفت كه موفق به فتح آن نشده بودند‌.
اين نتيجه يك بر صفر و ناموفق چلسي برجسته‌ترين و دور از انتظارترين ناكامي اين تيم در 46 سال اخير محسوب مي‌شود‌. اين بازي از بروز اتفاقات بزرگي از جمله مردود اعلام شدن گل دروگبا پس از اعتراضات شديد بازيكنان فولام و اخراج ويليام گالاس پس از آن بي‌بهره نماند‌.
دروگبا كه هنوز نتوانسته اولين گلش را برابر تيم همشهري به ثبت برساند، در مصاحبه‌اي با سايت اختصاصي باشگاه در اين باره گفت‌: "از آنجايي كه اين ديدار آخرين بازي فصل بوده، ما آن را فراموش نخواهيم كرد‌. زيرا اتمام يك فصل با اين شكل چندان مطلوب نيست و همواره ناراحت كننده است‌.
در حال حاضر ما به كسب 3 امتياز نياز مبرمي داريم و بايد در اين ميدان به برتري دست پيدا كنيم‌. زيرا مي‌خواهيم بار ديگر در صدر جدول رده‌بندي ليگ جا گيريم‌."
وي در ادامه سخنانش افزود‌: "با اين حال پيروزي در اين ديدار كار چندان آساني نيست‌. زيرا فولامي‌‌ها در هر ديدار مقابل ما حتي در استمفوردبريج نيز بسيار مقاوم و سرسخت ظاهر شده‌اند و شكست دادن آنها كاري بسيار دشوار است‌.
آنها به خوبي مي‌دانند كه چگونه براي ما مشكل به وجود بياورند‌. با اين حال ما نيز به خوبي مي‌دانيم كه چگونه برابر اين حريف پيروز شويم‌. از اين رو كاملاً واقفم كه قرار است چه كاري انجام دهيم‌."
براساس قانون، ليگ فرانسه ـ ‌همان ليگي كه دروگبا در آن به رشد و بالندگي رسيده است‌ ـ هيچ يك از شهرهاي اين كشور نمي‌تواند چند باشگاه در ليگ نخست خود داشته باشند‌. به همين دليل دربي محلي، مقوله‌ايست كه او پيش از اين تجربه نكرده است‌.
به رغم اينكه بازي‌هايي نظير جدال دو تيم مارسي و پاري سن ژرمن جوي هيجان‌انگيز و ديداري جذاب را براي دروگبا رقم زده است، اما بازي دو تيم همشهري چيزي بود كه توجه دروگبا را از زمان ورودش به انگلستان به خود جلب كرده است‌.
او در ادامه افزود‌: "بازي برابر پاري سن ژرمن مانند جدال چلسي برابر فولام و يا با وستهام است‌.
همواره جو خاص و متفاوتي در آستانه برگزاري اين بازي‌ها به وجود مي‌آيد و من به شدت به آن علاقه مندم، زيرا اين ويژگي باعث با اهميت شدن بازي و در نتيجه هيجان‌انگيزتر شدن آن مي‌شود‌.
با اين حال ما در اين نوع بازي‌ها نيز مانند ديگر مسابقات بايد تلاش كنيم كه پيروز شويم‌."
براساس گزارشات رسيده فولام با مشكل مصدوميت‌هافبك‌هايش از جمله جيمي بولارد و لوئيس بوامورته روبرو است و اين دو در دربي روز شنبه به ميدان نخواهند رفت‌.
به رغم اينكه كارلوس بوكانگرا معمولاً در پست دفاع توپ مي‌زند، اما در 2 بازي اخير فولام به عنوان يك‌هافبك ايفاي نقش كرده و در مصاف با ويكامب در مسابقات اواسط هفته اين جام دچار مصدوميت پا شد و ممكن است به اين دربي نرسد‌.
صرفنظر از مشكلات فولام در خط مياني زمين، كريس هكمن، مدير اين تيم شانس پاپ بوبا ديوپ براي شركت در اين بازي را بين 30 تا 70 درصد ارزيابي كرد و دروگبا كه با شيوه اين بازيكن سنگالي سرشناس در مسابقات جهاني در آفريقا و همچنين ديدار چلسي و فولام آشنا شده از اين بابت خوشحال به نظر مي‌رسد‌.
دروگبا در پايان درباره اين بازيكن سنگالي اظهار داشت‌: "او پرتوان و قوي است و از زمان پيوستن به فولام عملكرد خوب و قابل قبولي را در اين تيم به نمايش گذاشته است‌. او گلي فوق‌العاده و مهم را در مصاف با ما در دو فصل گذشته به ثمر رساند‌. اگر اين بازيكن به اين دربي نرسد به نفع ما خواهد بود، زيرا او يكي از مهره‌هاي كليدي فولام به شمار مي‌رود‌."

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 1:31  توسط عباس  | 

درخواست اتحاديه فوتبال از بي. بي. سي

                               

اتحاديه فوتبال انگلستان طي يك درخواست رسمي از بي. بي. سي خواهان در اختيار داشتن تمام مدارك موجود از برنامه پانوراما (چشم انداز) شد.

اتحاديه فوتبال پنجشنبه شب با ارائه درخواست خود، از اينكه تاكنون هم در مورد رسيدگي به موضوع احتمال وجود رشوه‌گيري در انگلستان كوتاهي به عمل آمده است ابراز تأسف کرد.
سخنگوي اين اتحاديه در مصاحبه‌اي در اين خصوص گفت: "درخواست رسمي خود را به شبكه بي. بي. سي مبني بر دريافت تمام اطلاعات جمع‌آوري شده توسط برنامه پانوراما ارائه داده‌ايم و از اينكه تاكنون هم در مورد وجود رشوه‌گيري در فوتبال انگلستان همكاري لازم با اتحاديه به عمل نيامده است، بسيار متأسفيم و اميدواريم صحت يا كذب اين موضوع هرچه زودتر روشن شود."

به نظر مي‌رسد برنامه پانوراما پيش از اين از اتحاديه فوتبال و ليگ برتر خواسته است تا به جاي ناديده گرفتن ادعاي آنها در مورد وجود رشوه‌گيري در انگلستان اين موضوع را به دقت مورد بررسي قرار دهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 1:18  توسط عباس  | 

براي ميزباني فينال جام يوفا 2009: شانس هامبورگ بیشتر است

                                         

در پي كناره‌گيري كپنهاگي‌ها از قبول ميزباني فينال جام يوفاي 2009 شانس هامبورگ از ديگر گزينه‌ها بيشتر است.

 طبق روال معمول يوفا از مدت‌ها زودتر ميزبان بازي فينال رقابت‌هاي جام حذفي اروپا را مشخص مي‌كند و شهرهايي كه خواستار اين امر هستند ثبت نام مي‌كنند. اما گويا كپنهاگ دانمارك يعني اصلي‌ترين رقيب نماينده آلمان انصراف خود را اعلام كرده تا بين شهرهاي باقيمانده شانس هامبورگ بيش از ديگران باشد.
گفتني است، نتيجه نهايي توسط اتحاديه فوتبال در تاريخ چهار و پنجم اكتبر اعلام مي‌گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 1:4  توسط عباس  | 

آنري:در صورت اجبار، ليورپول را انتخاب خواهم كرد

                       

تيه‌ري آنري، كاپيتان و مهاجم فرانسوي تيم فوتبال آرسنال اظهار داشت در صورتي كه نتواند براي تفنگداران بازي كند، خواهان حضور در آنفيلد خواهد بود.
ستاره آرسنال در مصاحبه‌اي اظهار داشت: "روز چهارشنبه يكي از دوستان از من سوال كرد اگر مجبور شوم در تيمي ديگر كار كنم چه تيمي را انتخاب خواهم كرد و من نيز بي‌درنگ پاسخ دادم ليورپول، زيرا فكر مي‌كنم اگر روزي قرار شود آرسنال را ترك كنم، تنها باشگاهي را كه قطعاً انتخاب خواهم كرد ليورپول است، چون اولاً هميشه آرزو داشته‌ام در كنار استيون جرارد بازي كنم و دوماً به ليورپول و هواداران اين باشگاه علاقه مندم. شرايط آنفيلد به نحوي است كه واقعاً نمي‌توان آن را توصيف كرد.
زمانيكه وارد اتاق رختكن مي‌شويد و جام را مي‌بينيد يا از هواداران مي‌شنويد كه هيچ‌گاه تنها نخواهيد ماند و چيزهايي از اين قبيل، مي‌تواند براي يك بازيكن ايده‌آل باشد.

البته بدون شك تا مادامي كه امكان داشته باشد در آرسنال خواهم ماند،چون عاشق اين باشگاه هستم و نمي‌توانم تصور كنم كه روزي مجبور شوم آرسنال را ترك كنم."

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 0:53  توسط عباس  | 

"پوشكاش" به بخش مراقبت هاي ويژه بازگشت

                         

پوشكاش 71 ساله كه در مجارستان به "اوكسي باكسي" (برادر كوچك ما) معروف شده، در اواخر هفته به بخش مراقبت‌هاي ويژه منتقل شد که البته علت بيماري او هنوز هم دقيقاً مشخص نشده است.
سولت ايفاني، مدير بخش رقابت‌هاي ويژه بيمارستان كوتفولگي در گفت و گويي با خبرگزاري MTI اظهار داشت: "حال پوشکاش هنوز آنچنان كه بايد بهبود نيافته تا اجازه مرخصي او را صادر كنيم."

پوشكاش 6 سالي است كه به يك بيماري شبيه آلزايمر دچار شده، اما علت اصلي آن هنوز هم ناشناخته مانده است.
گفتني است، پوشكاش در 84 ديدار ملي براي كشورش 83 گل به ثمر رساند و در المپيك صاحب مدال طلا شد و در فينال جام باشگاه هاي اروپا در سال 1960 و برابر آينتراخت فرانكفورت 4 گل به ثمر رساند تا رئال مادريد صاحب برتري 7 بر 3 شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 0:46  توسط عباس  |